تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
خلاصه پس از مرگ عمر ، ابوطلحه انصارى برحسب وصيت عمر ، « على » و « عثمان » و « سعدبن ابىوقاص » و « عبدالرحمن بن عوف » و « طلحه » و « زبير » را در خانه جمع كرد . دو روز به « شور » پرداختند و هر يك از سوابق خود سخن گفتند . « 1 » تا بالاخره در روز سوم « عبدالرحمن » خود را از خلافت احتمالى خلع نمود تا اختيار انتخاب با او باشد . همه راضى شدند جز على عليه السلام . سخن طولانى شد و سرانجام سعد گفت من حق خود را به عثمان دادم ! زبير گفت من حق خود را به على دادم و عبدالرحمن رو به على كرد و گفت : اگر با تو بيعت كنم ، براى كتاب به خدا و سنت پيغمبر و سنت ابوبكر و عمر رفتار مىكنى ؟ على عليه السلام فرمود : نه ! بلكه به علم خود به اندازه طاقت خود ، عمل مىكنم . پس رو به عثمان كرد و از او همين عهد را گرفت و او قبول كرد ! پس عبدالرحمن با او بيعت نمود . « 2 »

32 . مالك بن نويره

به داستان « خالد بن الوليد » با « مالك بن نويره » را در ج 1 اين كتاب و در شماره 27 همين كتاب در ضمن اجتهاد خليفه اول ، به طور اجمال اشاره كرديم و در اين جا نيز با كمى توضيح و تفسير بيان مىكنيم : مالك پسر نويره از طايفه بنى يربوع از حنظله از بنىتميم است . مالك از رجال نامى عرب بود به طورى كه مىتوان او را از اشراف بنىتميم و بزرگان بنىحنظله و رئيس بنى يربوع شمرد . مالك پس از اين كه مسلمان شد ، مورد وثوق نبى اكرم صلى الله عليه و آله قرار گرفت تا آن جا كه او را مأمور جمع‌آمورى زكات بنى حنظله كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . كنزالعمال ، ج 3 ، حديث 2431 - 2432 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 300 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 28 و بدايه ، ج 7 ، ص 145 ( 2 ) . كامل ، ج 3 ، ص 25 - 29 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 292 - 302 ؛ الامامه ، ج 1 ، ص 22 - 25 ؛ تاريخ الخلفاء ، ص 92 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 138 ؛ التنبيه و الأشراف ، ص 252 و تاريخ ابوالفداء ، ج 1 ، ص 174 ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 160 ؛ اسدالغابه ، ج 4 ، ص 295 و اصابه ، ج 3 ، شماره 7698
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 159 | السيد محمدحسين الطباطبائي