تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
گرديد . » « 1 » پس خليفه دوم ، در حقيقت يا خودش را بالاتر مىبرد يا اين كه مقام نبوت را به مقام عادى بشرى برمىگرداند . و چنان كه سابقاً اشاره نموديم علماى اهل سنت ، پيغمبر را مجتهد مىدانند و مخالفت عمر را با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مخالفت مجتهد با مجتهد حساب مىكنند ! بدين ترتيب در واقع مقام نبوت تنزل داده مىشود . . . و حتى گاهى صريحاً مىگويند كه اجتهاد عمر از اجتهاد پيغمبر مناسب‌تر بود ! « سيوطى » موافقات عمر را در تاريخ الخلفاء جداگانه نوشته است ، يعنى احكامى كه عمر جعل و يا به آنها رأى داده بود رسول خدا هم امضا فرمود . . . ! در واقع گاهى عمر را بالا مىبرند و گاهى هم پيغمبر را پايين مىآورند . . . ! و جالب‌تر آن كه خود عمر ، خود را همرديف پيغمبر مىداند : هر دو قانون‌گذار و هر دو بشرند . « 2 » « ابن اسحاق » به سند خود از « عمران بن سواده » نقل كرده كه گويد : « نماز صبح را با عمر خواندم در نماز سوره سبحان را با سوره ديگرى خواند تا نماز را تمام نمود و برگشت ، من هم با او بودم . عمر به من گفت : حاجتى دارى ؟ گفتم : آرى . گفت : بيا . با هم رفتيم تا وارد خانه شد و به من اذن ورود داد ، وارد شدم ديدم كه روى تخت بدون فرش نشسته است ، گفتم : حاجت من ، خيرخواهى است . گفت : مرحبا به خيرخواه در بامداد و پسين ! گفتم : امت ( دقت شود ) تو چهار چيز را بر تو عيب گرفته‌اند . عمران گويد : عمر سر تازيانه را به چانه خود تكيه داد و نوكش را بر ران خود و گفت : بگو . گفتم : مىگويند تو عمره را در ماه‌هاى حج حرام كردى ( ذيقعده ، ذيحجه ، شوال ) و حال آن كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ابوبكر نيز آن را حرام نكرده بود و عمره حلال است . گفت : بلى حلال است ولى اگر امت عمره را در ماه‌هاى حج به جا بياورند ، چنين فكر مىكنند كه به جاى حج مقبول خواهد بود ، پس مكه در ايام حج از معتمرين خالى
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 9 ، ص 162 ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 290 - 291
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 152 | السيد محمدحسين الطباطبائي