عملى مىكرد . « 1 » « عبدالملك » مردم را به جاى زيارت كعبه ، به زيارت و حج بيتالمقدس وادار كرد و تا آخر دوران بنىاميه ، اين روش برقرار و باقى بود . « 2 » « يزيد » دخترها و خواهرها را نكاح مىكرد و شراب مىخورد و نماز نمىخواند و امام حسين عليه السلام را كشت . « 3 » لشكر زيادى فرستاد و مردم مسلمان « مدينه » را قتل عام نمودند و زنهاى اهل مدينه را بر خود حلال دانستند ! تا اين كه دختران و زنان بىشمارى صاحب فرزند شدند ، كه پدرشان معلوم نبود . مىگويند هزار نفر زن در همان فاجعه حامله شدند . احترام مسجد پيغمبر اكرم را برداشتند و اسبها را به روضه پيغمبر صلى الله عليه و آله بستند . « 4 » بيش از هزار دختر باكره را بكارت برداشتند « 5 » و جنايات ديگرى كه از نقل آنها خوددارى مىشود . باز نقل شده است كه « عبدالملك » وقتى به خلافت رسيد ، قرآن مجيد در دستش بود ، ولى آن را بر زمين گذاشت و گفت : اين آخرين عهد من است با تو . « 6 » همچنين عبدالملك در خطبهاش گفت : قسم به خدا كسى مرا امر به تقوا و پرهيزكارى نمىكند مگر اين كه گردنش را مىزنم . « 7 » « حجاج » در مسجد بصره هفتاد هزار و اندى را قتل عام كرد و يك جا كشت . « 8 » حجاج پس از قتل « ابن الاشعث » هر اسيرى را مىآوردند مىپرسيد : مؤمن هستى يا كافر ، اگر مىگفت مؤمن هستم او را به قتل مىرساند و اگر مىگفت كافرم آزاد مىكرد . « 9 » « خالدبن عبداللَّه قرى » والى مكه ( از
هامش
( 1 ) . ر . ك : النصائح الكافيه
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 7 - 8 .
( 3 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 140 .
( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 225 .
( 5 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 139 .
( 6 ) . همان ، ص 145
( 7 ) . همان ، ص 149
( 8 ) . الامامه ، ج 2 ، ص 26 .
( 9 ) . همان ، ص 38 .