3 . « طلحه » و « زبير » را برانگيخت و جنگ « جمل » را برپا نمود .
4 . با دادن پولهاى گزاف مردم « عراق » را از امام حسن عليه السلام منصرف كرد و هنگامى كه به سلطنت رسيد و صلح تمام شد ، برفراز منبر ميان جمعيت شام و عراق ، گفت :
« من نجنگيدم با شما كه نماز بخوانيد ، بلكه خواستم بر شما سلطنت داشته باشم ! »
5 . « بسربن ارطاة » را مأمور كرد خون هزاران نفر را در حجاز و يمن بريخت .
6 . محمدبنابىبكر و مالكاشتر و حجربن عدى و عدهء ديگر را به ناحق اعدام كرد !
7 . « زياد » را بر مردم كوفه و بصره مسلط كرد ، شيعه را هر كجا يافت ، قتل عام نمود .
8 . پولهاى گزاف داد و مردم را بر « جعل حديث » تحريص نمود كه شايد اكثر احاديث مجعول ، در دوران او جعل شده است .
9 . با پول دادن و تطميع ، زن امام حسن را وسيله نمود و سرانجام آن حضرت را مسموم كرد .
10 . ربا را حلال نمود ! در حالى كه آيات زيادى در قرآن مجيد در تحريم آن نازل شده است .
11 . حكومت مصر را براى تطميع به « عمربن العاص » واگذار نمود .
12 . لعن اميرالمؤمنين را در همه شهرها رواج داد و بر مردم تحميل كرد و اين امر ، ساليان دراز ادامه داشت . . . .
بدعتها و مظالم معاويه از حيطهء قلم و ميدان توضيحات ما بيرون است .
خوانندگان محترم به كتابهاى تاريخ كه شرح حال « معاويه » را نوشتهاند و بالخصوص به النصائح الكافيه و ج 1 اين كتاب ، ص 302 ، به بعد و على مناوئوه و تاريخ يعقوبى و مروج الذهب و خلافت يا ملوكيت مودودى مراجعه نمايند ) .
به طور كلى بايد گفت كه در اين دوران دين بازيچه دست سياست شد ، هرچه خواستند كردند و هرچه ميل داشتند ، گفتند و يك عده از صحابههاى معصوم ! براى به دست آوردن « جيفه دنيا » و جلب نظر زمامداران عصر خود ، طبق ميل آنها به جعل
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٨