نموده خواهد پذيرفت .
و وقتىكه با غريزهء زنده حقپرستى خود اصول سهگانه را پذيرفت و از راه ايمان و ايقان فهميد كه خداى يگانهاى دارد كه هستى ناچيز و سرتا پا نياز انسان ، از هر جهت به هستى بىنهايت و بىپايان وى چنگ نياز زده است و فهميد كه همين هستى ناچيز و پرنياز وى محدود به اين زندگى آلودهء دنيايى نبوده مستغنى از حيات معنوى و سعادت روحانى نيست و فهميد كه براى تأمين سعادت دنيايى و به دست آوردن سعادت معنوى خويش بايد راه بندگى پيموده به دستورات تكوينى و تشريعى آفريدگار و پروردگار خود عمل نمايد .
البته چنين انسانى با يك كوشش خستگىناپذير ، براى اخذ معارف اعتقادى و عملى دين ، كوشش خواهد نمود . چنين انسانى با يك عشق و علاقه مفرط و از راه جذبه مهر و محبت كه به ساحت پاك آفريدگار خود كه هر پاكى و زيبايى نمونهء ناچيزى از پاكى و زيبايى بىپايان اوست ، پيدا مىكند . چنين انسانى بزرگترين همّش اين است كه از راه نيازمندى خود ، خداى بىنياز خود را شناخته به مشاهده جمال و جلال وى ، كه از ادراك هر حس و وهم و عقل بيرون است ، بپردازد . . . خاصه وقتى كه چنين پيامى از پيامهاى آسمانى وى را دريافت داشته باشد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
67
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ »
68 .
براى تقريب ذهن ، اين مثل حسى را مىتوان آورد اگرچه حسيات هرگز به معنويات احاطه نداشته ايفاى حقّ آنها را نمىتوانند نمود : حوضچهاى كه به وسيله لولهاى به دريا اتصال دارد ، اگر چنانچه به موجوديت و هويت خود شعور داشته باشد ، خود را فيض و رشحهاى از درياى بيكران خواهد ديد نه چند ليتر آبى مستقل و منفصل از دريا و در نتيجه ، درك و شعور دريا ، جايگزين درك و شعور جزئى حوضچهء نامبرده خواهد شد .