همچنين كنجكاوى در نظام آفرينش از نظر فلسفى ، بهاين نتيجه مىرساند كه مقتضاى آفرينش انسان و جهان ، اين است كه انسان كه يك نوع اجتماعى است و با تعقل و تفكر از ساير حيوانات امتياز دارد ، بايد آيين اسلام را بپذيرد ؛ يعنى انسان بايد يك سلسله مواد اعتقادى و عملى را برنامهء زندگى خود قرار دهد كه آفرينش جهان و ساختمان ويژه انسانى آنها را از انسان واقع بين مىخواهد و البته براى اين مىخواهد كه سعادت زندگى اين جهانى و آن جهانى و حيات صورى و معنوى انسان ، بىآنها تأمين نمىشود .
همچنين گفتيم كه پيشبينى نظرى ، از راه بحث فلسفى و همچنين بيانات كتاب و سنت ، مىرسانند كه اين دين فطرى در آينده بشريت ظهور تام خواهد نمود و روزى خواهد رسيد كه دين توحيد ، در ميان مردم داير و متبع شود و آنچه از كمالات انسانيت در نهاد بشر مدفون است ، بيرون زند .
البته بهترين و با ارزشترين كمال توحيدى و دينى اين است كه انسان از مرحلهء اعتقاد فكرى و ايمان بالغيب ، گذشته به مرحلهء « عيان » رسد و بنابراين ، ظهور تام دين توحيد ، بدون ظهور معناى « ولايت » مقدور نخواهد بود .
كتاب و سنت اين حقيقت را با زبانى گويا به پيروان اسلام نويد مىدهد و در وصف پيدايش چنين روزى مىگويد : مؤمنين كه در زمان نبىاكرم تحت سرپرستى و ولايت آن حضرت ، در يك جامعه صالحى كه روزبهروز در صلاح خود رشد و نمود بيشترى مىنمود زندگى دارند ، به واسطهء انحطاط باطنى و سستى در تقواى دينى كه دامنگيرشان خواهد شد ، محيط پاك دينى را از دست داده در آستانه فتنهها و دگرگونىهاى معنوى عميقترى قرار خواهند گرفت و روزبه روز جهان دين پرآشوبتر خواهد شد . 69
ظواهر شريعت متروك ، يا در حكم متروك و باطن شريعت متروكتر و فراموشتر مىشود ! اين يك شب تاريكى است كه به دنبال آن ، بامداد روشن و
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١١٠