همين كه خود را دريا ديده واقعيت دريا را در خود يافت ، هستى و هويت همه حوضچهها كه در جهان است ، بر وى مكشوف شده همه را نمودهايى ناچيز و جزئى از خود مشاهده خواهد نمود . آن وقت است كه حوضچه نامبرده با چشم يك درياى بيكران نه با ديدگان پست نزديكبين خود و از راه نياز بيكران دريا ، نه نياز جزئى خود در برابر جهان پهناور هستى ، كه سبب پيدايش دريا و از بيرون و درون محيط به درياست ، قرار گرفته و در مقابل عظمت دهشتآور آن محو و مدهوش گردد .
انسان نيز با ملازمت رصدخانهء بصيرت و مشاهده نياز وجودى خود ، درك خواهد كرد كه نياز وى را يك سلسله فيوضات كه به فيض و رحمت بىنهايت حق اتصال دارد ، رفع مىنمايد كه به واسطهء ارتباط آنها به همديگر ، وجودى به نام « وجود انسانى » سرپا نگهداشته شده است .
به واسطهء مشاهده همين اتصال ، شعور انسانى توسعه پيدا كرده مشاهده فيوضات و رحمت عامه حق جاىگزين مشاهده جزئى نامبرده خواهد گرديد .
آنوقت است كه انسان چشم بصيرت و ديده باطنى خود را به سوى عظمت ذاتى حق ، كه از هر وصف و بيانى بزرگتر است ، بازنموده در مقابل كبرياى نامتناهى و احاطهء علىالاطلاق وى ، خود و همهچيز را گم كرده محو و مدهوش افتد و عياناً عجز خود را از احاطهء علمى به حق سبحانه درك مىكند .
اين مثل ، اگرچه حسى است و چنان كه گفته شد زبان حسيات كوتاهتر و گنگتر از آن است كه بتواند واقعيتهاى معنوى را وصف كند و اگر هيچ نقص و عيبى نداشت ، تنها اين نقص براى آن بس بود كه مىخواهد عيان را با بيان روشن سازد ، ولى در عين حال تا اندازهاى ذهن يك باحث متفكر را روشن مىسازد .
چنان كه براى يك باحث منصف پوشيده نيست ، همين معنا از مشاهده و ادراك كه با مثل گذشته وصف نموديم ، در حقيقت به اين جا برمىگردد كه انسان حقپرست ، اگر چنان كه از غير حق متعال انقطاع پيدا كرده روى نياز به درگاه حق بياورد ، از دريچه
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠٨