ديده حقپرستى ، به ساحت كبرياى حق اشراف پيدا خواهد كرد . و به عبارت سادهتر :
همان صفت درونى حقپرستى ، مانند آينهاى حق را به انسان جلوه خواهد داد . و از اين جا روشن مىشود كه انواع صفات و حالات درونى كه از طرق مختلفه و متنوع طاعات و عبادات براى انسان در مسير عبوديت و بندگى حاصل مىشوند ، مانند همان وصف حقپرستى ، هر يك از آنها به منزلهء آينهاى است كه منظرههاى گوناگون و زيباى آسمانى از آنها خودنمايى كند ، زيرا انواع و اقسام عبادتها و پرستشها ، هر كدام از يك راهى با ساحت پاك و منزه حق ارتباط پيدا مىكند و در نتيجه ، يك حضور و انجذاب خاصى در انسان به وجود مىآورد كه توجه انسان از آن راه به عالم بالا منظرهء تازهترى براى وى نشان خواهد داد .
اين خود يك حقيقت علمى و نظريه با ارزشى است و نتيجه مىدهد كه :
انحراف سليقه در رياضتها و مجاهدتهاى معنوى ، موجب انحراف آينهء درونى انسان ( كه حقايق را براى انسان نشان مىدهد ) مىباشد و براى كسىكه در اين باب سرى و سودايى دارد ، اولين وظيفهء واجبالمراعات آناست كه در همهء احوال ، ملازمت دين فطرى را داشته يعنى از ظواهر شريعت و سنت قدمى فراتر ننهد و از هر زياده و نقيصهاى ، احتراز و خوددارى نمايد .
با عطف نظر بهمطلبى كه در فصل گذشته در معناى « امامشناسى » گفته شد ، معلوم مىشود كه كمال اين حيات معنوى و سعادت علمى ، به نحو اصالت مقام امام و شخصيت معنوى پيشواى وقت مىباشد و به نحو وراثت و تبعيت غذاى معنوى شيعه و پيروان امام است كه در صراط ولايت افتاده و در مسير بندگى پاى به جاى پاى « امام » گذاشته طريقهء وى را دنبال كنند . . . .
دعوت اسلام به سوى حيات معنوى و نويد ظهور آن
در بحثهاى پارسال اين معنا را تذكر داديم كه بررسى دقيق در كتاب و سنت و