همچنين « معادشناسى » و همچنين « امامشناسى » ناميد . 66
دستور جامع اسلام در اين باب
در نامهاى كه ضميمهء مصاحبههاى سال گذشته منتشر نموديم ، در اطراف حيات معنوى و ولايت كه اسلام جهان بشريت را به سوى آن دعوت مىكند و طرح اصلاحى و به عبارت سادهتر ، دستور جامعى كه براى نجات دادن انسان تهيه نموده و عيناً حيات معنوى بشر را چنان كه شايد و بايد تأمين مىكند ، بحثهايى نسبتاً سربسته نمودهايم .
و حالا نيز در واقع همان بحثها را مىخواهيم اعاده نماييم ، نهايت با تغيير سبك و تعبير سادهتر و روشنترى كه مناسب طرز بحث و گفت و گوى اين مقاله مىباشد .
فقط نظر به اين كه اين بحث مهمترين بحثى است كه در موضوع وظايف كلى انسانى مطرح مىشود و نظر وسيعى است كه از هزارانجا ريشه مىگيرد و صدها هزار شاخه دارد ، بايد با دقتى كاملتر و تأملى عميقتر ، رسيدگى شود .
انسان با فطرت خدادادى و سرشت كنجكاو خود ، پيوسته واقع را مىخواهد و مىجويد نه پندارهاى پوچ و خرافى را و نسبت به واقع خضوع و كرنش مىنمايد نه نسبت به هر بازيچه و گزاف و اسلام نيز كه خود را دين فطرى معرفى مىنمايد ، در كليات دعوت خود از انسان تنها همين يك كلمه را مىخواهد كه : طبق ميثاقى كه به دست آفرينش از وى گرفته شده است و به موجب آن بهنداى حق و حقيقت اجابت نموده از حق تبعيت كند حق و حقيقتى كه درك نموده اگر امرى است اعتقادى در سر آن اعتقاد استقامت ورزد و اگر امرى است عملى ، در انجام دادن آن فروگزارى نكند .
انسان اگر براى حق و حقيقت ارزشى قائل شود و به رغم حكم فطرت و سرشت خود با حق و حقيقت دشمنى نورزد و در اولين قدمى كه در اين راه برمىدارد ، اصول اولى اين فطرت را كه همانا اصول سهگانه دين اسلام ( توحيد ، نبوت و معاد ) را درك