و اعوجاجات باطنى نيز داريم .
چنان كه هر غذايى با اين كه از اجزاى طبيعت مأخوذ است ، با هر بدنى مناسب نيست و هر دوايى نيز با اين كه از اجزاى طبيعت مأخوذ است ، با هر مزاجى سازش ندارد ، بلكه هر تركيبى در جايى غذا و در جاى ديگر غيرقابل هضم و در موردى شفاء و در مورد ديگر سم است ، همين قياس و نسبت در اغذيه و ادويهء روحانى نيز موجودات و دستورات عملى و اخلاقى شريعت در تقديس و اصلاح ارواح انسانى با اختلافات فاحش كه در افراد هست ، همان حكم دستورات طبى در اغذيه و ادويه را دارند .
در شرع اسلام ، دواها و سمهاى عمومى داريم كه همان واجبات و محرمات عملى فقهى مىباشند و رعايت جانب آنها ، براى حفظ كمترين حد لازم از بهداشت روحى انسان ، واجب است و براى به دست آوردن درجات و مراتب گوناگون كمالات روحى ، قدمهاى ديگرى براى اصلاح و تصفيه حالات روحى بايد برداشت و مجاهدتهاى دقيقتر و عميقترى براى تخليه قلب از غير ياد خدا و تحصيل اخلاص كامل بندگى ، بايد نمود كه بدون تنظيم دقيق حالات روحى كه به دست خبرت و معرفت انجام گيرد ، صورتپذير نيست . اينها يك رشته مسلماتى است كه هرگز ترديد نمىپذيرد .
و از اين جا روشن مىشود كه مراقبت كامل اعمال دينى ، از طاعات و عبادات همان مرحله عمومى تقواى دينى را نتيجه مىدهد و بس . و نيز روشن مىشود كه سير در مراتب بعدى كمال و ارتقاء و عروج در مدارج عاليه سعادت باطنى ، دليل و رهبرى مىخواهد كه انسان با هدايت و راهنمايى وى قدم به راه گذاشته به سير پردازد و در امتداد مسير زمام طاعت را به دست وى بسپارد و البته متبوعيت و مطابعت دستورات وى نيز در زمينهء مراعات كامل متن شريعت خواهد بود نه در دستوراتى كه به حسب شرع مجاز شناخته نشده باشد و حلالى را حرام كند يا حرامى را حلال نمايد .
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠٢