دين كه مخصوص و روش خاصى از زندگى ( اعمال حياتى ) مىتواند تأمين كنند كه به خلقت و آفرينش ويژه انسانى انطباق پذيرد . انسان آفريده مخصوصى است كه جزء غيرقابل انفكاكى است از دستگاه عظيم آفرينش و به همراهى اين سازمان پهناور بزرگ ، به سوى خداى آفرينش در سير و سلوك است و بايد يك روش مخصوصى در زندگى خود اتّخاذ كند كه با مقتضيات آفرينش كه خودش نيز جزئى از آن است ، تضاد و تناقض نداشته باشد .
اين روش مخصوص شريعت مقدس اسلام است كه مواد اعتقادى و عملى آن به خلقت و آفرينش جهان و انسان منطبق است و انسان را به طورى كه آفرينش پيشبينى كرده و به وجود آورده و در شاهراه سعادت و سير معاد انداخته است ، دست نخورده با همان زاد و راحلهء فطرى خودش به راه مىاندازد و به سوى آخرين مرحله كمال و سعادت رهبرى مىنمايد . دين حنيف اسلام انسان را در حال اجتماع پرورش مىدهد و يك رشته رفتار و گفتارى را كه نسبت به موقعيت تكوينى آن زيانبخش است ، تحريم كرده است و يك سلسله از اعمال و افعال را كه نظر به زندگى جاويد انسان نافع و سودمند است ، ايجاب نموده دستور اجرا و عمل آنها را صادر نموده است . و در هر حال هيچ گونه تميز فردى در اسلام منظور نشده است و به هيچ يك از طبقات مردم اجازه داده نشده روشى در زندگى انتخاب كنند يا به اعمال و افعال خاصى بپردازند كه بيرون از روشهاى عمومى اسلام باشد .
زندگى انفرادى اختيار كنند يا از ازدواج و توالد و تناسل يا از كسب و كار سرباز زنند يا پارهاى از واجبات را از حق شاغل دانسته به ترك آنها بكوشند ، يا برخى از محرمات را مانند معشوقبازى و بادهگسارى و پردهدرى وسيله وصول به حق و شرط سير و سلوك قرار دهند ، يا آبروريزى و گدايى و هرگونه سبك وزنى را از اسباب تهذيب اخلاق نفس بشمارند !
البته مراد ما از اين مخالفتهاى دينى كه مىشماريم ، معصيتها و تخلفهايى
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠٠