آب خالص بوده باشد ، در زمين مانده ذخيره مىشود .
اين مثل دلالت دارد بر اين كه بيانات دينى به نحوى تنظيم شدهاند كه همه افهام با اختلاف زيادى كه دارند ، از آنها بهرهمند مىشود و هركس فراخور حال و طبق ظرفيت فهم خود ، از آنها برخوردار است و آيات ديگرى نيز از قرآن كريم به همين معنا دلالت مىكند .
نبى اكرم در حديث بينالفريقين مىفرمايد : « ما گروه پيامبران با مردم به اندازهء عقولشان سخن مىگوييم » . پر روشن است كه اين حديث به كيفيت بيان و تكليم ناظر است نه به كميّت ، و منظور حديث اين نيست كه نبىاكرم ، مثلًا با يكى از امت خود صد جمله سخن گويد يا صد مسئله دينى تعليم دهد و با كسى ديگر دويست جمله يا دويست مسئله ، زيرا بيانات دينى ظاهراً به همه به طور يك نواخت القاء شده است .
بلكه اين است كه مطلب يكى است ، ولى هر كس به حسب فهم خود نوع خطابى مخصوص به خود دارد .
از راه ديگر قرآن شريف در آيات بسيارى مردم را به پيمودن راه خدا و گاهى به اتباع نبى اكرم صلى الله عليه و آله يا راه مؤمنين كه همان راه خداست ، دعوت مىكند و كسانى را كه از اين راه سرپيچيده دورى مىجويند ، به هلاك ابدى و عذاب الهى تهديد مىكند و هرگز متصور نيست كه حكيم على الاطلاق راه شريعت را كه در همه جا راه خود معرفى نموده ، اراده نكند و به جاى آن به راهى كه هرگز بيان نكرده است و براى مردم مجهول است ، دعوت نمايد و بر تقدير اين كه راه شريعت را اراده كرده باشد و اين همه اصرار را در سلوك آن كند ، هر راهى كه پيمودن آن مستلزم اهمال يا الغاى راه شريعت يا بخشهايى از راه شريعت باشد ، راه خدا نيست و قطعاً راه گمراهى و ضلال است .
گذشته از اينها ، قرآن كريم در آيه 30 از سوره « روم » و در آيات ديگرى ، اسلام را دين فطرت و خلقت معرفى مىكند و توضيح مىدهد كه سعادت حقيقى انسان را يك
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٩