تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
و انسان طبيعى و فطرى انسانى است كه خود را جزو آفرينش تصور نموده ، و آنچه را دستگاه آفرينش در وجودش وديعه گذارده ، به فعليت برساند . دستگاه تعقل را كه آفرينش در وجود وى تجهيز كرده به كار انداخته و با واقع‌بينى مخصوص به انسان ، عالم آفرينش و خود را ، كه جزئى از آن است مشاهده نموده ، و اعمال خود را به جهان تكوين تطبيق كرده و از راهى كه جهان آفرينش نشان مىدهد ، رهسپار شود . چنين انسانى خود را متميّز از ساير انواع حيوان مىداند ، و خود را در پيروى افكار خرافى و پندارهاى پوچ معذور نمىبيند . چنين انسانى خود را يك موجود زنده‌اى مىبيند ، با يك زندگى بىنهايت و محكوم نظام آفرينش ( يعنى امر خدا ) مىبيند ، كه خواهى نخواهى ، به سوى غرض آفرينش « معاد » متوجه است . چنين انسانى خود را محكوم مىبيند كه در زندگى روشى اتخاذ كند كه آفرينش او را به سوى آن هدايت مىنمايد ، يعنى يك طرز زندگى كه در زندگى موقتى اين جهان منافع حياتى وى را تأمين كند ، و در زندگى بىنهايت بعدى سعادت وى را تضمين نمايد . چنين انسانى تسليم مقتضيات نظام آفرينش ، يعنى ارادهء خداى يگانهء آفرينش است ، و از راه كمال نادانى به جنگ علل و اسباب تكوينى قيام نمىكند . و بدين جهت قرآن كريم به آيينى كه به سوى آن دعوت مىكند اسلام نام مىدهد ( درست دقت شود ) . و اما انسانى كه از اجتماع كناره‌گيرى نمايد ، يعنى از تعقل اجتماع بهره‌بردارى نكرده و حال ارتجاع و بربريّت به خود گيرد ، نمىشود انسان حقيقى و طبيعيش ناميد . و هم‌چنين انسانى كه به نام انسانيت طبيعى ، افكار پاك دينى را زير پا گذاشته ، و به اخلاق كريمهء انسانى به نام خرافات ، مارك باطله زده و با تكلّف به برهنگى و لختى عادت نموده ، و به آرايش دادن اندام پرداخته و به خلاف عادت و رسوم عفّت ، هرج و