مرجى در شهوترانى ، و عمل جنسى به وجود آورد ، اين رويهها به شوخى و بازى بيشتر شباهت دارد تا به جد و واقعيت .
* * * ممكن است تصور شود اين طرحى كه مىگوييم ، براى اصلاح جامعهء بشرى در اسلام طرح شده ، متوجه رفع اختلافات و كشمكشهاى جامعههاى بشرى بوده و ربطى به زندگى معنوى انسان امروز ندارد ؛ و از اين روى به سؤال گذشته « آيا مذهب تشيع نمىتواند به دنياى امروزه يك غذاى جديد روحى ، براى احياى فلسفه و مبدأ نيرويى براى زندگى روحى و اخلاقى ببخشد ؟ » پاسخ نمىدهد .
ولى ، بايد متذكر اين نكتهء اساسى بود كه : اسلام هرگز ميان زندگى صورى و حيات معنوى جدايى قائل نيست ، و هر طرحى كه براى اصلاح زندگى معنوى ريخته ، طرحى است كه به زندگى صورى مادى و اجتماعى نيز سر و صورت مىدهد . و هر دستور عملى كه در يكى از شئونِ عمل صادر مىكند ، حتى در امثال ازدواج و طلاق ، و بيع و شراء ، و خوردن و خوابيدن ، توأم با جهات اخلاقى ، و آغشته و ممزوج با اصول اعتقادى و تفكر فلسفى مىباشد ، و قرآن كريم - از اول تا آخر - بهترين گواه اين مطلب است .
به عنوان نمونه مىتوان آيهاى را كه به اهل كتاب خطاب كرده ، و طرح اصلاحى به آنها پيشنهاد مىكند ذكر كرد :
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ »
. « 1 »
چنانكه مشهود است ، آيهء شريفه در عين حال كه رفع اختلاف طبقاتى را پيشنهاد مىكند ، موضوع توحيد و نفى شرك را نيز ذكر مىنمايد .
هامش
( 1 ) آلعمران ، آيه 64