نوعش ، نيازمند به تغذّى و ازدواج قرار داده و براى توسّل به اين مقاصد ، با يك سلسله قواعد و عواطفى مجهّز نموده ، كه با اجابت آنها به سوى مقاصد خود حركت نمايد ، و براى دفع آفات و مضرّات از خود ، مجهّز به قوا و عواطف ديگرى است كه با به كار بردن آنها ، ناملايمات را از خود دفع كرده ، و به فراغت و طيب نفس ، از هر راه ممكن ، به جلب منافع متوسّل شود .
تراكم احتياجات و محدوديت نيروى انسان ، او را طبعاً به سوى اجتماع سوق مىدهد ، و چون مجتمعين همه در انسانيت شريك و مساوى مىباشند ، بايد همه در حقوق مساوى بوده باشند . يعنى هر يك به حسب وزنى كه در اجتماع داشته ، و خدمتى كه انجام مىدهد ، بهره برده و در سايهء عدالت اجتماعى از هرگونه استضعاف و استثمار جلوگيرى شود و فاصلهء ميان طبقات تعديل شود .
سرپيچى انسان از احكام و مقرراتى كه نظام آفرينش ، او را به سوى آنها هدايت مىكند ، قهراً عاقبت شومى براى انسان ، هم در اين نشئه زندگى و هم نشئه بعدى ، در بر خواهد داشت ، كه انسان بايد از آن بهراسد .
و در نتيجه ، انسان بايد محصولات اين هدايتهاى تكوينى را در شكل مقررات و قوانين از دستگاه آفرينش ( يعنى از ارادهء خداى يگانه ) پذيرفته ، و به خداى يگانه تسليم شده ، و انواع خضوع بندگى را - كه همان عبادتهاى دينى مىباشد - به جاى آورد .
و در نتيجه ، بايد عواطف و صفات درونى خود را به نحوى كه با اين بندگى و آن مقررات مناسب است - تعديل نموده و بىاينكه در به كار بردن يكى از اين عواطف زيادهروى كند ، يا او را از ميان ببرد ، به زندگى خود ادامه دهد .
غرض اينكه ، به مقتضاى اين واقعبينى ، زندگى صورى را از زندگى معنوى و سعادت دنيا را از سعادت آخرت ، هرگز نمىشود جدا كرد .
اين واقعبينى ، نشان مىدهد كه سعادت فرد در سعادت جامعه است و سعادت
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠٢