مالكيّت خود ، همانطور كه مالك خانه ، مثلًا مىتواند با مراعات مصلحت منزل ، هرگونه تصرّفى در ملك خود نمايد ، يا هرگونه تنظيماتى در داخل ملك مستقر سازد ، ولى نمىتواند مال خود را در راه غير مشروع صرف نمايد ، همچنين ولّى امر مىتواند با رعايت مصلحت ، هرگونه تصميماتى نسبت به امور مسلمين بگيرد ؛ تأسيساتى به وجود آورد ، آبادىهايى بكند ، تجهيزاتى تهيه نمايد ، با دوستان جامعه روابطى برقرار كند ، با دشمنان جامعه بجنگد ، يا در صورت صلاح صلح كند ، يا معاهدهء عدم تعرّضى ببندد ، و در پيشرفت اين امور از مسلمين هرگونه استمداد جانى و مالى بنمايد و همچنين . . . .
و چنانكه ولىّ يك منزل و خانوادهاى كه در آن هستند ، مىتواند طبق احتياجى كه در مسائل حياتى پيش مىآيد ، از اعضاى تحت ولايت خود و مال خود ، هرگونه استفادهاى در جلب منافع حياتى و دفاع از حقوق حقهء خود ، در حدودى كه در قوانين اجازه مىدهد بكند ، همچنين مسلمين و هرچه در دست دارند ، در حكم يك خانواده مىباشند كه رئيس آن ولىّ امر است ، و در راه حفظ منافع عالم اسلام و دفاع از حقوق حقّه آن ، ولىّ امر مىتواند از جان و مال آنها در حدود شرع ، با رعايت مصلحت استفاده نمايد . ولى ، نمىتواند حكم مؤبدى را از حلال و حرام دين تغيير دهد ، و يا حكم مؤبدى صادر كند ، كه جزو احكام الهيّه قرار گيرد .
ممكن است تصور شود كه دعوت كردن مردم به اينكه روش انسان طبيعى را روش و سنت اجتماعى خود قرار دهند ، دعوت به ارتجاع و بازگشت به عهد وحشيت و بربريت است ، كه بىچون و چرا بايد رد شود !
ولى ، بايد متذكر بود كه انسان « طبيعى و فطرى » غير از انسان « وحشى » است .
انسان وحشى ، انسانى است كه به واسطهء دورى از جامعههاى بزرگ ، از مزاياى تعقل اجتماعى و فكر دستهجمعى محروم بوده و به زندگى سادهء يك حيوان وحشى قناعت نمايد .
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٨