تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
سبب اين‌كه اسلام در همهء دستورات كلى و جزئى خود ، جهات مادى و معنوى را به همديگر آميخته ، و منافع روحانى و جسمانى را از همديگر جدا فرض نكرده و حيات اجتماعى را در رديف حيات فردى نگهداشته و در درجهء اول اهميت قرار داده است ، اين است كه : اسلام چنان‌كه از آيهء كريمهء :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ »
« 1 » برمىآيد ، معتقد است به اين‌كه : دين يعنى روش و رژيم زندگى ، كه انسان براى سعادت حيات خود اتخاذ مىكند ، وقتى مىتواند سعادت انسانى را تضمين كرده ، و به نحوى كه شايد و بايد جامعهء بشرى را اداره كند كه در آن اعتدال در همهء امور مراعات شده ، و جنبهء افراط و تفريط نداشته باشد . و به عبارت ديگر ، واقعيت‌هايى كه در ساختمان انسانى از راه آفرينش به كار رفته ، ملحوظ شده و نيازمندىهاى واقعى كه طبق صنع و ايجاد در انسان موجود است ، و بايد رفع شود ، در آيين زندگى بايد منظور گرديده و تأمين شود . و در نتيجه ، انسان به دستگاه آفرينش ، كه خود جزء لاينفك آن است اسلام آورده ، و تسليم شود ( يعنى به ارادهء خداى جهان تسليم شود ) و به نحوى كه اين دستگاه هدايت مىكند اعمال و حركات و سكنات خود را تحت مقرراتى تنظيم و كنترل نمايد . زيرا حقيقتى كه انسان را به وجود آورده و براى وى كمال و سعادتى تعيين نموده - كه به عمل وى ارتباط كامل دارد - نمىشود تصور كرد كه از هدايت وى به سوى سعادت و غايت كماليش ، غفلت ورزيده است 103 . مثلًا - به طور اجمال - دستگاه آفرينش ، انسان را در خصوص بقاى شخص و
هامش
( 1 ) روم ، آيه 30