مساعدت توفيق ، نمونههايى از هر دو دسته جمع كرده ، و يا توضيحاتى به نحو اختصار ضميمهء اين بحث مىسازيم .
سؤال دوم
بايد مجدداً دربارهء به وجود آمدن افكار اوليه شيعه انديشيد ، و مخصوصاً دربارهء مطالبى كه مورد بحث و مذاكره ، بين اطرافيان امامهاى پنجم و ششم ، قبل از جدايى فرقهء اسماعيلى و اثنىعشرى ، قرار گرفته است ، بايد تحقيقات دقيقى انجام گيرد .
متونى كه در عرض سال اخير ، به طبع رسيده است ، نشان مىدهد كه نمىتوان جهانشناسى و پيغمبرشناسى شيعه را ، بدون در نظرگرفتن كتب اسماعيليه ( مانند تأليفات حميدالدين كرمانى و ابويعقوب سجستانى و غيره ) مطالعه نمود ؛ البته بدون هيچ بحث ، نبوع دعوت مخصوص به مذهب شيعهء اثنىعشرى ، با چنين تحليلى روشنتر مىگردد .
پاسخ سؤال دوم
راهى كه ما براى معرفى مذهب تشيع ، و تعيين موقعيتش در اسلام ، پيموديم ، بسى روشنتر و نزديكتر است ، از اينكه براى به دست آوردن اين هدف ، در اختلافات داخلى اين طايفه ، كه از نقطهء نظر اختلافات كلامى پيش آمده ، غور كرده و به كنجكاوى بپردازيم .
زيرا ما اولين مادهء خلاف را كه در ميان اين طايفه و مخالفين آن و به عبارت ديگر ، ميان اقليت و اكثريت مسلمين ، بر سر آن مشاجره درگرفته ، و موجب جدايى شيعه از سنى گرديده است ، به دست آورده و تشريح نموديم ، و آن انتقادى بود كه شيعه در موضوع ولايت اهل بيت به مخالفين خود داشت .
پس از پيدا كردن عامل اصلى جدايى ، روشن كرديم كه در اثر اين جدايى ، چه