روش تفسيرى شيعه
به نحوى كه از بيانات پيشوايان شيعه روشن و هويداست ، اين است كه قرآن با قرآن تفسير شود 73 ، يعنى قرآن شريف ، در تأديهء مقاصد خود ، هيچگونه نيازى به ضم ضمايم خارجيه نداشته ، و منظور ابتدايى و نهايى هر آيه ، از خود همان آيه ، به تنهايى يا به انضمام آيات ديگر مربوطه ، به خوبى و روشنى پيداست .
و بيانات اهل بيت عليهم السلام - كه طبق دستور پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در تفهيم آيات قرآنى بايد به آنها رجوع كرد - تنها جنبهء تعليم و تربيتى و ياد دادن روش تفسير حقيقى و صحيح را دارد ، نه اينكه قرآن شريف در بيان مقاصد عالى خود گنگ و غيركافى بوده ، و مقاصد مرموزهء او را به طريق كشف رمز ، ائمهء اهلبيت كشف كرده باشند ، و اخبار آنها اگرچه مخالف كتاب هم بوده باشد حجت تلقى گردد .
زيرا خود اهل بيت عليهم السلام دستور دادهاند كه اخبارشان را بدون عرض به كتاب نپذيرند . علاوه در موارد بىشمارى ، به آيات شريفهء قرآنى تمسّك جسته ، و به آنها احتجاج نمودهاند ، و اگر قرآن فىنفسه گنگ بود ، و مقاصدش به عينه همان بيان اهل بيت بود ، اينگونه استدلالها معنا نداشت .
بلى ، قرآن مجملاتى از قبيل احكام كليه مانند : نماز ، روزه ، حج و غيره دارد ، كه تفاصيل آنها حاجت به بيانى خارج از قرآن دارد ، و به همين منظور بيان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را ، به موجب آيات زيادى ، حجيّت داده و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز بيان اهل بيت خودش را به جاى بيان خود نشانيده است ؛ و در نتيجه خبر متواتر يا محفوف به قرائن قطعيهء قابل وثوق در تفسير يك آيه ، به منزلهء يك آيه مىباشد ، كه آيهء مورد نظر را توضيح مىدهد .
اين روش در نقطهء مقابل روشى است كه صدر اسلام در ميان علما داير بود ، و آن اينكه : تفسير قرآن ، همان قرائت آن است ، در تفسير يك آيه از آيات قرآنى ، از روايت يا قول صحابه و تابعين از قبيل : مجاهد ، قتاده ، سدى و غير آنها نمىتوان تعدى كرد و