قطعى در دست مسلمين ، همانا قرآن شريف مىباشد .
ولى همان قرآن شريف بيان پيغمبر اسلام را صريحاً اعتبار داده و پيغمبر اسلام نيز بيان اهل بيت خود را با بيان صريح متواتر ، حجيت داده است .
همچنين كتاب و سنت ، به مؤداى عقل سليم و صريح ، در آيات بسيار و روايات زيادى ارجاع نموده ، و در نتيجه سنت قطعيه و عقل صريح ، مانند خود كتاب ، سمت حجيّت را پيدا كرده و قابل اعتماد گشتهاند .
دكتر معين : مگر اجماع يكى از اين حجّتها شمرده نمىشوند ؟
طباطبائى : ما به اجماع در اصول معارف اعتماد نمىكنيم ، زيرا حجيّت اجماع ( چنانكه در فن اصول روشن شده ) از اين راه است كه « خبر واحد » يا در حكم خبر واحد مىباشد ، و چون خبر واحد بيشتر از « ظن » افاده نمىكند ، و در اصول معارف « علم قطعى » لازم است ، اعتبارى براى اجماع ، در اصول معارف باقى نمىماند ، تنها احكام فقهيّه است كه اجماع در مورد آنها حجيّت دارد .
دكتر كربن : در صورت پيدايش اختلاف ميان عقل و ميان كتاب و سنت چه مىكنيد ؟
طباطبايى : در صورتى كه كتاب صريحاً نظر عقل را امضا و تصديق نموده ، و به آن حجيّت داده است ، هرگز اختلاف نظر در ميان آنها پيدا نخواهد شد و برهان عقلى نيز در زمينهء فرض حقيقت كتاب ، و واقعبينى عقل صريح همين نتيجه را مىدهد ، زيرا فرض دو امر واقعى متناقض متصور نيست ، و اگر احياناً فرض شود كه دليل عقلى قطعى با دليل نقلى معارض بيفتد ، چون دلالت دليل نقلى از راه ظهور ظنى لفظ خواهد بود ، با دليل قطعى الدلاله ، معارضه نخواهد نمود و عملًا نيز موردى براى چنين اختلافى وجود ندارد .
دكتر كربن : مگر مسئلهء تقدّم خلقت روح بر بدن از همين باب نيست ؟ زيرا عقلًا تقدّم روح بر بدن متصور نيست . در صورتى كه از راه نقل وارد شده كه روح پيش از
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦١