پيشوايان خود ، اهل بيت عليهم السلام ، به همان دستور پيغمبر اسلام عمل نموده ، صحيح و سقيم حديث را با عرض به كتاب و تطبيق به قرآن تميز مىدهند 72 .
شيعه به همان ترتيب كه بذر همهء علوم و معارف حقيقيه در تعليمات پيشوايانشان كاشته شده ، و روح بحث و انتقاد آزاد در كالبدشان پرورش داده شده ، تدريجاً به سير و سلوك علمى اشتغال ورزيد ، البته چنانكه بيان خواهد شد ، پيشرفت آن در همهء فنون يكسان نبوده ، و به واسطهء تأثير مساعد و نامساعد اسباب و عوامل بيرونى ، حق بحث را در همهء فنون استيفا نكرده ، و از پارهاى به طور متوسط يا ناقص بهرهبردارى نموده است .
روش كلامى شيعه ،
طبق تعليم اهل بيت ، بحث دفاعى از اصول معارف اسلامى است با منطق صحيح و حجّت عقل و نقل .
روش فقهى شيعه
استنباط و استخراج احكام فرعيه و قوانين عمليهء اسلامى است از ادلهء آنها ، كه عبارت است از : كتاب و سنت ، كه بيانات پيغمبر اسلام و ائمهء اهل بيت او بوده باشد . اين استنباط بهواسطهء اعمال يك سلسله قواعد و موازين عقلانى انجام مىگيرد كه انسان اجتماعى با اعمال آنها احكام و نواميس مولوى و عبودى خود را استنباط مىكند .
اين قواعد ، همانها هستند كه به نام فن اصول فقه تدوين شدهاند ، و به كار انداختن اين قواعد ، همهء وظايف اجتماعى و انفرادى يك فرد را تشخيص مىدهد - در هر محيطى بوده باشد و با هر شرايط و خصوصياتى كه زندگى كند - در مسائلى كه از كتاب و سنت دليلى در دست مىباشد ، و در مسائلى كه دليل ظاهرى در دست فقيه نيست و ديگر در فقه شيعه نياز به استفادهء از امثال قياس و استحسان نيست .
روش تاريخى شيعه
رويهء تحليل مىباشد ؛ و اگرچه اين رويه را به حسب تماس احتياج ، تنها در وقايع تاريخى صدر اسلام اعمال كردهاند ، ولى در هر حال مبتكر اين روش شيعه مىباشد .