پىبرده شود .
اينگونه بحث را در كتاب و سنت به حدّ وفور مىتوان پيدا كرد ، زيرا چنانكه از آيات قرآنى پيداست در بسيارى از اصول معارف ، گاهى به عنوان اعلام و مجرد گزارش آسمانى و بيان خدايى سخن گفته مىشود ، و گاهى از راه استدلال عقلى و احتجاج برهانى - كه همان روش فلسفى است - بحث مىشود .
و همچنين در سنت ، اخبار بىشمارى در اقسام معارف اسلامى ، از مبدأ و معاد ، از طريق شيعه ، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت گرامى او ، به سبك و روشى فلسفى نقل شده است ، بلكه ، پيشواى اول شيعه نخستين كسى است در اسلام اين راه را باز كرده ، در حالى كه از مجموع دوازده هزار صحابى - كه تاكنون نامشان ضبط شده - يك حديث روشن با اين روش نقل نشده است .
بيانات زيادى از آن حضرت در خطب و احاديث ضبط شده كه پارهاى از آنها به اندازهاى دقيق و عميقاند كه با موجودى نظريات فلسفى گذشتگان حل نشده ، و پس از ده قرن كه دست به دست مىگرديد ، در قرن يازدهم هجرى حل شده است . 74 و در كلام پيشواى ششم و هفتم و هشتم شيعه ، نيز مطالب زيادى از اين قبيل پيدا مىشود ؛ و به بقيهء علوم عقلى نيز در كتاب و سنت تحريض و ترغيب شده است 75 .
اين است خلاصهء روشهاى علمى كه در تعليمات پيشوايان شيعه يافت مىشود ، ولى در اثر گرفتارىهاى عمومى كه اين طايفه در طول تاريخ داشته ، فرصت يا موفقيت پيدا نكرده است كه در همهء اين فنون و علوم پيشرفتى را - كه در خور اين روشهاى اساسى و صحيح است - به دست آورد .
موفقيت شيعه در پيشبرد علوم
شيعيان در حديث و كلام و فقه ، نظر به اينكه دائماً گرفتار مشاجرههاى مذهبى با مخالفين خود بوده و از جهت انجام وظايف دينى هم نياز روزانه به فقه و حديث