تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
قدمى فراتر گذاشت ، و نظريات صحابه و تابعين را اخبار موقوفه تلقى مىكردند ، نظير روشى كه نصارى در تفسير تورات و انجيل داشتند ، و طبق حكمى كه كليسا صادر كرده ، تفسير « عهدين » در انحصار كليسا بوده و ديگران حق هيچ‌گونه اظهار نظرى را ندارند . كتاب آسمانى ديگران هرگونه مىخواهد باشد ، ولى كتاب آسمانى اسلام - كه قرآن شريف بوده باشد - جهان و جهانيان را مخاطب قرارداده و با آنها مستقيماً سخن مىگويد ، و در مقام تحدّى آمده ، خودش را معجزهء پيغمبر اسلام معرفى مىكند ؛ و يك چنين كتابى هرگز در انحصار فهم عدهء معدودى ( هر كه باشند ) نخواهد درآمد . روش فلسفى شيعه همان است كه در كتاب و سنت ، نمونه‌هاى بارز و بسيارى از بحث‌هاى آن موجود است ، البته به خلاف توهمات جمعى ، مراد از بحث فلسفى اين نيست كه معتقدات امثال ارسطو ، افلاطون و سقراط را جمع‌آورى كرده و بىچون و چرا و كوركورانه بپذيرند ، چنان‌كه در بحث‌هاى مذهبى در هر يك از مذاهب ، انظار رجال آن مذهب ، به عنوان تسليم پذيرفته و حجت گرفته مىشود ، زيرا اين تفسير در واقع بحث فلسفى را تبديل به بحث كلامى مىكند . در بحث فلسفى ، ارزش از آن نظر است ، نه از آن رجال و صاحبان نظر ، و هرگز ، در نظريه‌اى از نظريات فلسفى ، به شخصيت صاحب نظريه - هر كه مىخواهد باشد - و كثرت جمعيت طرفدار يك نظريه ، اگرچه به حد اجماع و اتفاق رسيده ، و همهء جهانيان - از گذشتگان و آيندگان - در آن وحدت نظر داشته باشند وقعى گذاشته نمىشود . معرف يك بحث فلسفى اين است كه با استمداد از يك سلسله قضاياى بديهى يا نظرى - كه مولود همان بديهيات است - افكارى كه شعور و درك انسانى نمىتواند در آنها به خود شك و ترديدى راه دهد ، با منطق فطرى ، در كليات جهان هستى بحث كرده ، و به اين وسيله به مبدأ آفرينش جهان و كيفيّت پيدايش جهان و آغاز و انجام آن