مردم خود به خود عمل كنند .
اين است رويهء پيامبران در تربيت ، و اين است رويهء ائمه و اهلبيت . لذا براى استاد و شاگرد شرايطى قائل شدهاند و به همين نحو شاگردهايى را تربيت نموده ، به دنيا تحويل دادهاند .
اصحاب اميرالمؤمنين را مىبينى كه مردمى متّقى و زاهد و دانشمند ، هستند و همينطور از تابعين و تابعينِ تابعين .
لذا جاعلين حديث با اينكه رواياتى جعل كردهاند كه رافضىها - شيعه - از ايمان خارجند ، و لكن در كتابهاى خود اهل سنت به آنها وثوق داشته و روايت از آنها نقل كردهاند .
علامه شرفالدين صد نفر از آنها را در كتاب المراجعات ، ضبط نموده است . مسلم در اول صحيح خود گويد : جابربن يزيد جعفى مىگفت : من 70 هزار حديث مىدانم ، و اجازهء گفتن ندارم . و اشكالى كه به اين مرد بزرگوار گرفته است اينكه : رافضى است و عقيده به رجعت دارد !
مجلسى در بحار در شرايط استاد و در وظايف شاگرد و اوصاف علما ، رواياتى نقل كرده است . « 1 »
خلاصه اينكه ، عالم آن است كه عملش ، قولش را تصديق كند . پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله فرمود : كمر مرا دو طايفه شكستند : 1 . آنهايى كه مىدانند و عمل نمىكنند 2 . آنهايى كه ندانسته عمل مىكنند . اين دستور قهراً در حفظ حديث از جعل و تحريف شايان توجه است .
د . ائمهء اهل بيت عليهم السلام ، شيعه را به فهميدن حديث تشويق بلكه امر فرمودند ، يعنى بيشتر به فهميدن اهميت بدهند نه روايت كردن ، « 2 » تا اينكه قوهء تعقل و رويهء فكر ميان
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 1 ، ص 68 ، 77 ، 87 ، 90 - 96
( 2 ) . همان ، ص 112 و 117 - 135