اهلبيت عليهم السلام احكام را از كتاب و سنت نبوى اخذ نموده و بيان فرمودند ( شيعه به حسب نصوص متواترهء عصمت ، قول و فعل و تقرير معصوم - رسول و امام - را حجت مىداند ) .
اهلبيت عليهم السلام فقهاى شيعه را از استحسان و قياس نهى نموده و بهجاى آنها قواعد كلى نبوى را تعليم نموده و فرمودند : برماست كه اصول مسائل را به شما تعليم دهيم ، و بر شماست كه فروع را از اصول استفاده كنيد . « 1 »
گاهى ، راه استفادهء احكام را از قرآن تعليم مىفرمودند و دستور مىدادند كه اگر حكمى را بيان كرديم ، بپرسيد كه از كجاى قرآن است ؟ سؤال زرارة و محمدبن مسلم از مسئلهء مسح و قصر در سفر معروف است . « 2 »
عمده چيزى كه نظر فقهاى شيعه را جلب نموده بود ، تشخيص حكم ناشى از « تقيّه » بود .
زرارة مىگويد : من بعد از نماز ظهر وقتى كه امام تنها بود و كسى آنجا نبود مىرفتم تا جوابهاى تقيّهاى نشنوم . « 3 »
خود امام عليه السلام مىفرمود : « لا نعد الرجل منكم فقيهاً حتى يعرف لحن كلامنا » ما شما را فقيه نمىشماريم تا لحن كلام ما را ندانيد . لذا عدهاى را در معرفت احكام و اختلاف اخبار به زرارة و محمدبن مسلم و فضيل بن يسار و يونسبن عبدالرحمن و ابان بن تغلب ارجاع نمودهاند .
پس « فقه شيعه » عبارت است از :
1 . فهم كتاب و شناختن ناسخ و منسوخ ؛
2 . فهم سنت : قول و فعل و تقرير معصوم ؛
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 1 ، ص 145 از سرائر ، از جامع بزنطى و عوالى اللئالى از امام پنجم و ششم و هشتم عليهم السلام
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 1 ، باب وضو و صلاة مسافر
( 3 ) . تهذيب ، ج 2 ، كتاب ارث