آرمانى اجتماع اسلام همين است ، چون قانون به نحوى تغييرناپذير معين گرديده است . » « 1 »
و به طور كلى حكومت از نظر شيعه ، همان حقيقتى است كه از اين آيه استفاده مىشود ؛ و آن حكومت خدا بر مردم است بدين معنا كه قانونگذار خدا و مجرى قانون ، منصوب از طرف خدا ( پيغمبر يا امام ) - كه بايد معصوم و دانا به امور دنيا و دين باشد - و در عين حال خود مردمند ( از باب امر به معروف و نهى از منكر ) .
در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، خود پيامبر در عين اينكه رهبر دينى و روحانى بود ، رهبر سياسى و اجتماعى مردم هم بود .
شيعه معتقد است كه پس از رحلت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله خليفهء پيغمبر و امام مسلمين از جانب خدا و رسولش ، تعيين شده كه عدد آنها به دوازده نفر مىرسد .
و در زمان غيبت امام عليه السلام ، مثل زمان ما ، مسئلهء حكومت و رياست آن مربوط به همهء مسلمين است و چنانكه از قرآن مجيد استفاده مىشود ، تعيين رئيس حكومت هم با مردم است ، و بديهى است كه سيستم حكومتى اسلام به شكل : امپراتورى و ديكتاتورى و يا جمهورى به شكل موجود ، و حتى دموكراسى اصطلاحى روز نيست ، و آنچه كه مىتوان به طور كلى ادعا كرد اين است كه در سيستم حكومتى اسلام ، رئيس حكومت كه از طرف مردم تعيين شده ، موظف به حفظ قوانين اسلامى و عدم تغيير آنهاست و در اوضاع روز و مشكلات داخلى و خارجى بايستى « مشاوره » نمايد . « 2 »
مسائل مربوط به « حكومت » در ابواب كتب فقهى شيعه مندرج است و بيشتر در كتاب قضا و كتاب جهاد و مكاسب محرمه شرح داده شده است .
براى مزيد استفاده به كتابهاى : تنبيه الامة و تنزيه الملة تأليف « آية اللَّه شيخ محمد
هامش
( 1 ) . اسلام ، دومينيك سوردل ، فصل سوم ، بحث « اجراى قانون و كارمندان دولت »
( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 4 ، ص 132