جامعه شناخته شدند و در نتيجه مسلمانها از اهل بيت دور افتاده و از تربيت علمى و عملى آنها محروم گشتند .
عجبا ! با اينكه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در طول بيست سال رسالت خود ، در زمانها و مكانهاى مختلف در پنهان و آشكار ، اهل بيت را يگانه مرجع علمى معرفى كرده و اين حقيقت را به مردم رسانيده بود كه بايد به اهل بيت مراجعه كنند و قرآن به تنهايى كافى نيست و بايد همه در مكتب على و آل على از نظر علمى و عملى تربيت شوند ، مهاجرين ( قريش ) بر حسب اجتهاد ! با سفارش و قول پيغمبر مخالفت كردند و عملى را مرتكب شدند كه جبرانپذير نيست و در واقع اسلام و بالنتيجه مسلمانها از اين اجتهاد ناروا چقدر ضرر ديدند و فرزندان اسلام چه اندازه از علوم اهل بيت محروم شدند ! . . . حساب ندارد .
اگر زمام امور ، در دست على عليه السلام بود ، گويندهء « سلوني قبل أن تفقدوني » محيط اسلامى را ، مهد دانش و مركز فضايل مىكرد . همين اندازه گواه بر گفتار ما بس است كه على عليه السلام ، در تاريخ پنج سال و چند ماه خلافت ظاهرى ، با آن گرفتارىهاى كمرشكن داخلى و خارجى ، به قدرى سخنان گهربار و دستورهاى اجتماعى و خطبهها و نامههاى پرمغز ، به يادگار گذاشته است كه نهجالبلاغه منتخب آنهاست .
امام در اين خطبهها توحيد و نبوت و معاد و اخلاق را درس مىدهد ؛ در ميدان جنگهاى جمل و صفيّن و نهروان به سربازان و افسران خود درس توحيد مىگويد ( در ضمن ، زمينشناسى و جانورشناسى و ستارهشناسى و هزاران علم و نكات عجيب را به عنوان آيات الهى و بيان قدرت آفريدگار يادآورى مىكند . ) و مىخواهد مسلمانها را كه در اثر فتوحات پى در پى و غنايم فراوان ، به جنگ و سربازى و سلحشورى عادت كرده بودند ، به عالم علم و دانش كشانيده ، درس خداشناسى بدهد ( به كتاب خلقت در نهجالبلاغه مراجعه شود ) .
جماعتى كه در اطراف آن سرور بودند نمونههاى بارزى از كيفيّت تربيت آن
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٤١