ابوسفيان به هر وسيلهاى بود با رسولاللَّه مبارزه مىكرد ، و نامههاى تهديدآميزى به آن حضرت مىنوشت . « 1 »
ابوسفيان ، ظهور و پيروزى اسلام را با محو و نابودى شوكت و قلدرى بنىاميه ، در ميان عرب مساوى مىدانست و روى همين اصل با آنچه در قدرت داشت ، با معارضهء پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و ضديت با دعوت او قيام نمود و مشركين عرب را در مواقف مختلفه بر ضد پيغمبر و دعوت و تعليماتش برانگيخت . و با همهء اين كوششها ، در فتح مكه ، به كلى مغلوب گرديد ، و ليكن در باطن مرام خود را در هدم اساس اسلام بر حسب اقتضاى حالات و روح زمان تعقيب مىكرد . « 2 »
« طبرى » در تاريخ خود نقل مىكند : پرچمى بر ضد اسلام برافراشته نشد مگر اينكه ابوسفيان صاحب و رئيس و رهبر آن بود ، و در تمامى جنگهاى « بدر » و « احد » و « خندق » و . . . ابوسفيان و اتباع او سركرده بودند . « 3 »
( راجع به جنگهاى پيغمبر اسلام و مسلمين با دشمنان اسلام - كه ابوسفيان پرچمدار آنها بود - رجوع شود به كتابهاى « مغازى رسولاللَّه » واقدى و « رسول اكرم در ميدان جنگ » از دكتر حميداللَّه حيدرآباد و « معارك الاسلام الكبرى » به قلم سرلشكر جمالالدين حماد ، ط مصر و . . . ) پس اجمالًا معلوم شد كه : دودمان ابوسفيان - از نخستين روزى كه پيغمبر اسلام به دعوت مردم به راه راست برخاست تا روزى كه خود به زمامدارى رسيدند - نه به اسلام گرويدند و نه به خدا و دين عقيده داشتند و سركردهء اين خانواده هم تا نيرو داشت با پيغمبر نبرد كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 17 و 18 ؛ كتاب مجموعة الوثائق و السياسية ، دكتر محمد حميداللَّه حيدرآبادى ، استاد دانشگاه پاريس ، ط 2 ، مصر
( 2 ) . عظمت حسين بن على ، ابوعبداللَّه زنجانى ، ( مؤلف تاريخ القرآن ) ، به اهتمام و پاورقى حاج عباسقلى واعظ چراندابى ، ط 3 ، تبريز ص 18 و 19
( 3 ) . تاريخ ، طبرى ، ج 8 ، ص 185 ، ط 2 ، ضمن حوادث سال 284 ه
( 4 ) . زندگانى امام سجاد ، دكتر سيدجعفر شهيدى ، ط تهران ، ص 123