تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
ابوسفيان پس از آن‌همه اخلال‌گرى و توطئه‌چينى عليه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و مسلمانان ، در فتح مكه به صورت ظاهر اسلام آورد ، ولى اسلام او واقعاً « ظاهرى » و « صورى » بود . وقتى در فتح مكه به ارتش پيروزمند اسلام نگاه كرد ، به عباس عموى پيغمبر گفت : برادر زاده‌ات داراىِ سلطنتى عظيم شد . « 1 » عباس فرمود : اين پيغمبرى و خداپرستى است نه سلطنت و پادشاهى . ابوسفيان ، خيانت را از پدر و جد خود به ارث برده بود ، و اسلام او مانع ابراز خبائث نشد . در جنگ « حنين » وقتى لشكر مسلمين شكست خورد و عده‌اى فرار كردند ، ابوسفيان با خشنودى گفت : گمان ندارم كه فراريان پيش از رسيدن به دريا بايستند ؛ امروز سحر باطل شد و جادوگرى از ميان رفت . « 2 » ( مقصود او اسلام بود ) . ابوسفيان ، در اثناى جنگ « احد » وقتى كه شايعهء قتل رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله منتشر شد فرياد زد : اى قريش ! كدام يك از شما محمد را كشت ؟ ابن قميشه گفت : من كشتم ! ابوسفيان به او وعده داد كه همانند عجم كه از قهرمان‌هاى خود تجليل مىكنند ، از او تجليل خواهد كرد . « 3 » روى همين اصل بود كه رسول‌اللَّه در هفت مورد ابوسفيان را لعن فرمود . « 4 » و از جمله وقتى بود كه ابوسفيان سوار بر الاغى بود و معاويه زمام آن را به دست گرفته و يزيد آن را مىراند ، رسول‌اللَّه فرمود : خدا ، راكب و قائد و راننده آن را لعنت كند . « 5 » ابوسفيان تا آخر عمر ، هيچ‌وقت دست از مبارزه و اظهار دشمنى با اسلام
هامش
( 1 ) . الامام على ، جرج جرداق ، ج 4 ، ص 771 ؛ أبوالشهداء ، عباس محمود عقاد ، ط 2 ، ص 27 ( 2 ) . ابوالشهداء الامام الحسين ، عباس محمود عقاد ، ط جديد فارسى ، ص 28 ( 3 ) . مغازى رسول‌اللَّه ، واقدى ، ص 85 ( 4 ) . ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ط مصر ، ص 102 ، الغدير ، ج 10 ، ص 81 و 82 ؛ احقاق الحق ، ج 1 ، پانوشت ص 48 ( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 277 ، ط بيروت ، طبرى ، ج 8 ، رسالهء مأمون