تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

توارث پاكى و ناپاكى در خانوادهء بنىهاشم و بنىاميه

تاريخ به خوبى به ما نشان مىدهد كه « هاشم » مردى بزرگوار ، جليل‌القدر و پاك بود و رياست و سيادت عرب را به عهده داشت ، ولى « عبد شمس » درست در نقطهء مقابل او قرار داشت ، و داراى هيچ‌يك از فضايل اخلاقى و انسانى نبود و روى همين اصل هميشه با بنى « هاشم » مبارزه مىكرد . « هاشم » و « عبدشمس » از دنيا رفتند ، و نوبت به « عبدالمطلب » و « اميه » فرزندان هاشم و عبدشمس رسيد . « عبدالمطلب » روى اصل توارث ، صفات نيك پدرى را داشت و مرد بزرگوارى بود ، و در نتيجه ، رياست عرب را به دست آورد ، ولى « اميه » همانند پدر خود ، فردى خبيث ، ناپاك ، حسود و وحشى بود . اميه ، براى رياست ، با عبدالمطلب مبارزه مىكرد ، و سرانجام بدون اين‌كه پيروز شود درگذشت ، اما صفات و اخلاق پست خود را براى پسرش « حرب » باقى گذاشت ، و حرب بعد از پدر ، پرچمدار مخالفت و دشمنى با عبدالمطلب شد . عبدالمطلب هم دو پسر داشت : « عبداللَّه » و « ابوطالب » كه هر دو با شخصيت ، درست‌كار و انسان دوست بودند و از هر كدام پسرى به دنيا آمد كه قهرمان انسانيت در تاريخ انسانيت شدند : اولى « محمدبن عبداللَّه صلى الله عليه و آله » و دومى « علىبن ابىطالب » . ابوطالب ، بعد از عبدالمطلب ، به علت فوت عبداللَّه ، رئيس شد . از « حرب » هم پسرى به نام « ابوسفيان » به دنيا آمده بود كه مظهر تام نادرستى ناپاكى ، خيانت و جنايت بود .

ابوسفيان

« ابوسفيان » با « محمد ، رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله » بارها جنگيد ، و در حدود 70 نفر از مهاجر و انصار را كشت ، كه « حمزه » عموى رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله هم از جملهء آنهاست . « 1 »
هامش
( 1 ) . النزاع والتخاصم فيما بين بنىاميه و بنىهاشم ، تأليف مقريزى ، ط نجف اشرف ، ص 17