برنداشت . در جنگ اسلام و روم ، وقتى رومىها پيش مىرفتند خوشحال مىگشت ، و هنگامى كه مسلمانان پيروزى به دست مىآوردند اندوهناك مىشد . « 1 »
عثمان بن عفان
عمر با نقشهء ماهرانهاى كه كشيده بود عثمان را براى بعد از خود « كانديد » خلافت كرد ، ولى نقشه از ابتدا طورى طرح شده بود كه امكان انتخاب كانديداهاى ديگر ، بالخصوص علىبنابىطالب ، امرى محال بود . « 2 »
عثمان به خلافت انتخاب شد ، و بدينوسيله آرزوى ديرينهء بنىاميه هم برآورده گشت ، زيرا عثمان از دودمان بنىاميه بود و سلسلهء نسب او - هم از لحاظ پدرى و هم از ناحيهء مادرى - به عبد شمسبن عبدمناف - جد بنىاميه - منتهى مىشود . بدين ترتيب : ( پدر ) : عثمانبن عفان بنى عاص بنىاميّه عبدشمس بن عبدمناف بن قصى .
( مادر ) : اروى بنت كريزبن ربيعة بن عبدشمس . « 3 »
بنابراين حكومت و سلطنت امويين با انتخاب عثمان به خلافت شروع مىشود ، و در واقع بايستى عثمان را نخستين خليفهء اموى دانست ، بعد از اينكه عثمان به خلافت منصوب شد ، ابوسفيان بر عثمان وارد گشت و خطاب به او گفت : اگر كسى غير بنىاميه در اينجا نيست رازى با تو بگويم ! و سپس گفت :
اى گروه بنى اميه : هنگامى كه خلافت به « تيم » و « عدى » رسيد ، من در آن طمع داشتم ، و اكنون كه نصيب شما شده آن را مانند توپبازى به چنگ گيريد و براى فرزندان خود موروثى نماييد و اركان آن را بنى قرار دهيد .
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق ، ابن عساكر ، ج 5 ، ص 356
( 2 ) . ر . ك : عمادزاده ، تاريخ مفصل اسلام ، ج 1 ، ص 143
( 3 ) . يعقوبى ، ج 2 ، ص 113 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 444 ؛ مروجالذهب ، ج 2 ، ص 341 ؛ دائرة المعارف ، فريد وجدى ، ج 6 ، مادهء عثم ؛ محاضرات فىتاريخ الأمم الاسلامية ، شيخ محمد خضرى بك ، ج 2 ، ط 7 ، ص 24