از بحثهاى فشردهء سابق ، مىتوان نتيجه گرفت كه شيعه از هر فرصتى براى برانداختن حكومتهاى جور و ظلم و دولتهاى غاصب و نالايق استفاده كرده و به مبارزهء همه جانبهء خود با وسايل گوناگونى ادامه داده است .
تاريخ به ما نشان مىدهد كه شيعه يك فرقهء انقلابى طرفدار حق بوده و در تمام انقلابهاى ضد ظلم و ستم ، ضد رژيمهاى ملوكى اموى و عباسى پرچمدار و پيشقدم انقلاب بوده است .
تاريخ حيات خود ائمه عليهم السلام و اصحاب نزديك آنها ، كه هميشه تحتنظر ، زندانى و در تبعيد ، از طرف حكومتهاى غاصب وقت بوده ، و سرانجام هم همهء آنها به دستور خلفا و سلاطين ستمگر به اصطلاح مسلمان كشته شدهاند ، شاهد صدقى بر ادعاى ماست كه شيعه و رهبران آن هميشه در راه حق جهاد و مبارزه كرده و به تناسب زمان و مكان با تاكتيكهاى خاصى به مبارزه ادامه دادهاند .
و موضوع « تقيّه » - مخفى كارى - هم از عالىترين و عميقانهترين روشها ، براى جلوگيرى از خونريزىهاى بىجا بوده و شيعه با مراعات مسئلهء تقيّه و در ضمن اشتغالات علمى دست از مبارزهء خود براى طرفدارى از حقوق از دست رفته اهل بيت برنداشت .
46 . دودمان بنىاميه
در بعضى از توضيحات گذشته گوشههايى از اعمال شوم بنىاميه بيان شد ، در اينجا بد نيست از موضوع مربوط به توضيح شمارهء 46 ( صلح امام حسن عليه السلام با معاويه ) قدمى فراتر گذارده و تاريخچهء مختصرى از دودمان بنىاميه و اعمال آنها را بيان كنيم تا روشن شود كه صفحات ننگين تاريخ بنىاميه هيچگونه ربطى به حقيقت اسلام ندارد و روح اسلام از اعمال اينان بيزار است .