مأمور قتل كردند . و لكن موفق نشدند . « 1 »
و اين مطلب استبعاد ندارد ، زيرا روز اول عمر به على عليه السلام گفت : اگر بيعت نكنى گردنت را مىزنيم . « 2 » و ابوبكر دستور داد كه شيعهها اگر نيايند و بيعت نكنند ، با آنها بجنگيد . « 3 »
در زمان عثمان عمار را آن قدر زدند كه غش كرد و ابوذر را به شام و ربذه تبعيد نمودند ، و اشتر و صعصعه را به شام و يمن تبعيد كردند و بعداً در زمان معاويه و خلفاى بنىاميه و بنىعباس كار بالا گرفت . معاويه ، حجر بن عدى و عمروبن الحمق را كشت و دستور داد هر كه شيعهء على هست ، اگر على را لعن نكند ، كشته شود ( به النصائح الكافيه و مدارك قبلى مراجعه شود ) .
اينها عمل اكثريت بود ، و فتاوى هم دنبال اين عمل آمد !
ابن عبد ربه گويد : رافضى ، يهود اين امت است ، از اسلام بدشان مىآيد ، همانطورى كه يهودىها از نصرانيّت بدشان مىآيد ، دوست داشتن رافضىها ، همانند دوست داشتن يهودىهاست . « 4 »
و شهرستانى گويد : رافضى مسلمان نيست . « 5 »
و مستشرقى مىگويد : « فارسها ، در حقيقت شيعه هستند نه مسلمان ! » . « 6 »
صرف نظر از اين فتاوى ! چيزهايى به شيعه و تشيع نسبت دادند كه روح تشيع از آنها بيزار است ، و در توضيحات اوليهء اين كتاب ( توضيح شمارهء 3 تا 7 ) به مدارك اين تهمتها اشاره شده است .
هامش
( 1 ) . ابن ابىالحديد ، ج 3 ، ص 284 به نقل از حنيفه
( 2 ) . الامامة ، ج 1 ، ص 13 ؛ ابنابىالحديد ، ج 2 ، ص 8 و 9
( 3 ) . الغدير ، ج 7 ، ص 77
( 4 ) . العقدالفريد ، ج 1 ، ص 350 و 353 ، ط 2 مصر
( 5 ) . الغدير ، ج 3
( 6 ) . دين الاسلام و العلم ، سخنرانى ارنست رنان در دانشگاه سوربن ، تعريب مهندس على يوسف ، ط مصر ، ص 6