خطباى هر دو طايفه ، به همديگر حملهور شدند ، شعرها سرودند و سخنرانىها كردند . در اين گيرودار كه انصار تلاش مذبوحانه مىكردند ، خالد بن سعيد كه يكى از افراد برجستهء شيعه بود ، از يمن رسيد و از انصار طرفدارى كرد ، و سخت به قريش حمله كرد . اشعارى سروده و انصار را تعريف كرد و خود على عليه السلام به مسجد آمد و به نفع انصار سخنرانى فرمود . « 1 »
شيعه اين اقدام را به دو نظر مىكرد : يكى خدمات انصار را به اسلام و مسلمانها در نظر داشت ، دوم وصيت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را در خصوص انصار عملى مىكرد . « 2 »
به هرحال ، انصار فهميدند كه خلافت ابوبكر به ضررشان است و نتايج نيكى در برندارد . اينجا شيعهها كمى دست و پا باز كردند ؛ يعنى عدهاى از بزرگان انصار به شيعه پيوستند ، مانند : ابوايوب انصارى و سهلبن حنيف و عثمان بنحنيف .
ج . عمدهء چيزى كه مردان حقيقتدوست را به خود جلب مىكرد ، علم و كمالات اميرالمؤمنين على عليه السلام بود ، زيرا در عصر ابوبكر و عمر و عثمان ، يك سلسله مسائل اجتماعى و سياسى و نظامى و مسائل علمى - كه يهود و نصارى از خلفا مىپرسيدند - و مسائل قضايى و غيره پيش آمد مىكرد و خلفا ناگزير ، به در خانهء على مىرفتند و با نيروى فكرى و علمى او مشكل را حل مىكردند . « 3 »
عمر در موارد مختلف گفته است : اگر على نبود هلاك مىشدم ، خدا مرا به مشكلى مبتلا نكند كه على آنجا نباشد . و اين نكات مردم را آگاه ساخته و به آنها فهمانيد كه على مركز تمام خيرات و مرجع صلاحيتدار براى حل همهء مشكلات است .
د . ابوبكر نامهاى به يمن نوشت و مسلمانها را به جهاد دعوت كرد . مردم دستهدسته آمدند و قهراً دوستان على عليه السلام نيروى جديدى را به دست آوردند ، زيرا
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 2 - 20
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 60 ؛ كنزالعمال ، ج 1 ، ص 190
( 3 ) . الغدير ، ج 3 و 7 و 8