تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
الخلفاء و امثال آن نيز قسمتى از شرح‌حال آنها را در بردارد . در زمان آنها داستان حسين فخ و محمد ديباج ، و با دست آنها شهادت ائمهء شيعه ، يكى پس از ديگرى واقع شده است .

39 . چه حوادثى را مىتوان به حساب اسلام آورد ؟

حوادث و قضايايى را مىشود پاى اسلام حساب كرد كه از قوانين قرآن مجيد و سنت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله سرچشمه گرفته باشد و اما كارهايى كه اساساً مربوط به احكام و قوانين اسلامى نيست ، بلكه از هوا و هوس عده‌اى ناشى شده است ربطى به اسلام و احكام آن ندارد . اسلام علناً از ظلم و تعدى و آدم‌كشى و تجاوز و مال مردم خوردن نهى كرده است . چگونه مىتوان خونريزىهاى معاويه و زياد و حجاج و سايرين را پاى اسلام به حساب آورد ؟ هيچ مسلمانى بلكه هيچ عاقلى نبايد آراء و عقايد اشخاص را كه از هوا و شهوترانى ناشى شده است به حساب اسلام بياورد . و شيعه اختصاصى كه دارد اين است كه اجتهاد را در برابر احكام قرآنى باطل و بىارزش مىداند و لذا به هيچ وجه اين عمليات را مربوط به اسلام نمىداند ، همان‌طورى كه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله از كردار خالد در قضيهء بنىجذيمه تبرى نمود و او را مجتهد ندانست ، و ثوابى براى او قائل نشد .

40 . گوشه‌اى از فجايع « اكثريت »

« اكثريت » نسبت به فاطمهءزهرا عليها السلام به آن نحو رفتار كرد كه مىدانيم و على عليه السلام را در محراب عبادت ، با دست خوارج ، و امام حسن عليه السلام را با زهر ، و امام حسين عليه السلام و رجال بنىهاشم ، و مسلم‌بن عقيل و حسين فخ را با عده‌اى از آل‌على و محمد ديباج را با بيست نفر از بزرگان بنىهاشم ، و زيد بن‌على و يحيى بن‌زيد و هزاران نفر امثال آنها و محمدبن على و جعفربن محمد عليه السلام را به قتل رسانيدند .