مروج الذهب ، كامل ، يعقوبى و فصول المهمه ابن صباغ مالكى ، و مطالب السئول و نورالابصار شبلنجى ، در هر ورقى ، يكى از جنايتهاى « اكثريت » را ضبط نمودهاند .
قضيهء كربلا را كه فجيعترين داستانى است كه « اكثريت » ! در تاريخ بشريت به وجود آورده است ، همهء مورخان نوشتهاند و سبط ابنالجوزى در تذكره و ديگران مفصلًا ضبط نمودهاند . داستان كربلا كه اسير شدن دختران پيغمبر و كشته شدن اطفال شيرخوار ، و هزاران مصائب ديگر را دربر دارد ، لكهء ننگى به دامن « اكثريت » زده است كه هرگز پاك نشود .
41 . سب و لعن اهل بيت
از زمان معاويه تا زمان عمربن عبدالعزيز در بالاى منابر على عليه السلام را سب و لعن مىكردند .
ابن ابىالحديد « 1 » از « ابو جعفر اسكافى » نقل كرده است كه بنىاميه در مدت سلطنت خود كوشش مىكردند كه على عليه السلام و اولاد او را از يادها ببرند ، و فضايل آنها را بپوشانند و مردم را به فحش و ناسزا و جسارت نسبت به آنها وادارند . شمشيرها از خون آلعلى چكه مىكرد ، و آنان يا كشته شده ، و يا اسير و آوارهء از وطن ، و فرارى و پنهان و ترسان بودند و هيچ عالمى حق نداشت كه از على و آلعلى حرف برند .
مغيره از طرف معاويه حاكم كوفه شد ، خطيبها معين كرد كه على را لعن كنند . « 2 »
و در « تاريخ الخلفاء » نقل است كه على عليه السلام به حجربن عدى اين قضيه را خبر مىداد و مىفرمود : تو را به لعن من وادار خواهند كرد . « 3 »
يعقوبى گويد : هفتاد نفر را پيش زياد آوردند كه مىگفتند اينها شيعيان على عليه السلام
هامش
( 1 ) . ج 3 ، ص 254
( 2 ) . ابن ابى الحديد ، ج 3 تا آخر ص 255 ؛ النصايحالكافية از صحيح مسلم و ترمذى و نسائى و عقدالفريد و ديگران
( 3 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 120