احدى حق اعتراض به صحابه را ندارد !
مسلم روايت كرده كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند : اصحاب من امان هستند از براى امت من و از ابوهريره روايت مىكند كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند : اصحاب مرا سبّ نكنيد ، قسم به خدا ، اگر يكى از شما طلايى به اندازهء كوه احد در راه خدا خرج كند ، به چهار يك مقام آنها نخواهد رسيد ! « 1 »
( علامهء جليل ، محمدبن عقيل ، متوفى سنة 1350 در كتاب النصايح الكافية لمن يتولى معاويه ، چاپ بغداد ، عراق ، از ص 131 تا ص 150 در اين موضوع بحث مفصّلى نموده و آرا و عقايد علماى اهل سنت را نقل كرده است ) .
خلاصه ، پس از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، صحابه به حد اعلاى احترام و بزرگوارى نايل شدند و اين روايات منقوله ، همه را مرعوب كرد حتى بسربن ارطأة و ابوهريره و معاويه و عمربن العاص و مغيرة و وليد و سعيدبن العاص و خالدبن الوليد را هم تبرئه نمودند و گفتند كه احدى حق اعتراض ندارد .
صحابه كه بعد از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله صاحب اختيارات و زمامدار امرى شدند ، گاهى پا از گليم خود بيرون گذاشته ، مقامى را ادعا نمودند كه خود پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آن را ادعا نمىكرد .
مسعودى در مروج الذهب در شرح حال معاويه مىنويسد : معاويه روزى گفت :
مال ، مال خدا و من جانشين خدا هستم ! هر طورى كه دلم خواست خرج مىكنم ! كسى او را پاسخ نگفت ، فقط صعصعة بن صوحان - كه يكى از رجال شيعه است - در همان مجلس جواب معاويه را داد و اعتراض نمود .
26 . صحابه و رياست !
در شام و مصر و ايران ، رؤساى لشكر و فرماندهان از صحابه بودند :
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 183 و 188