تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
يعقوبى ترتيب را طور ديگرى نقل نموده و مىگويد كه عمر گفت : بدين عمل مردم اشراف را به اسلام جلب مىكردم ، و در عطا فرقى قائل شدم ، اگر امسال زنده بمانم - همان‌طورى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كرده - بالسويّه تقسيم خواهم نمود . اين عمل اولين پايهء اختلاف طبقاتى را در اسلام به وجود آورد ، و جنگ‌هاى جمل و صفّين و نهروان نيز مولود اين عمل مىباشد ، زيرا على عليه السلام در اولين روز خلافت ، عطا را بالسويّه تقسيم نمود و براى اشراف اين عمل سنگين آمد ، و شكاف و اختلاف بروز نمود و تا بدان‌جا رسيد كه نبايد برسد ، واندوخته‌هاى اشراف كه بعداً ذكر خواهد شد از اين‌جا سرچشمه گرفت ، و براى تهيهء مقدمات جنگ جمل كمك شايانى كرد .

24 . روش اشرافى معاويه

ابن ابىالحديد روايت مىكند : هنگامى كه عمر به شام رفت معاويه به استقبال شتافت و در حالى كه لباس‌هاى زيبا بر تن داشت و غلامان در اطرافش بودند ، جلو آمده و دست عمر را بوسيد . عمر گفت : اى پسر هند ! خوش‌گذرانى و عيّاشى و لباس‌هاى خوب و نعمت فراوان دارى شنيده‌ام كه حاجت‌مندان و بيچارگان بر در خانه‌ات گرد آمده و انتظار اجازه دارند و دربان و حاجب دارى ! معاويه گفت : يا اميرالمؤمنين ! در كنار شهرهاى دشمنان اسلام هستيم ( مرادش روم است ) ، دوست داريم كه نعمت خدا را در بر ما ببينند ! و اما اين‌كه مردم را راه نمىدهيم ، ترس داريم كه آنها جرى شوند ! عمر گفت : چيزى از تو نپرسيدم مگر اين‌كه مرا در تنگناى سخن‌گير انداختى ! اگر راست گفته باشى رأى عاقلانه است ، و الّا جواب اديبانه‌اى دادى ! ابن حجر در اصابه ، ج 3 و ابن‌اثير در اسدالغابه ، در ترجمهء حال معاويه ، مطالبى از عمر ، دربارهء معاويه نقل كرده‌اند ، كه وضع معاويه را به‌طور كامل در زمان عمر مىرساند ، مثلًا نقل مىكند كه روزى عمر معاويه را ديد و گفت : اين مرد كسراى
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 282 | السيد محمدحسين الطباطبائي