تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
عرب است . عمر مىبيند كه معاويه زندگانى كسرايى دارد ، و بر خلاف طريقهء پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رفتار مىكند ، و لكن رأى او را پسنديده و آن را بر سيرهء پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ترجيح مىدهد ، و اين ستم‌كار جنايت‌پيشه را بر مردم مسلط مىكند كه دنباله‌اش به جنگ صفّين ، و جنايت‌هاى بىشمار معاويه و يزيد و ملوك بنىاميه و عمّال ستمگر آنها منتهى مىشود . ( طالبين به كتاب النصايح الكافية تأليف سيد محمد بن‌عقيل مراجعه كنند . ) و لابد همه مجتهدند ، و همه اجر و پاداش هم دارند ! « 1 »

25 . صحابه مجتهد و معذورند !

علماى اهل سنت ، صحابه را مجتهد مىدانند و همه را روى اين اصل معذور بلكه مأجور مىدانند ، و هر كار ناروايى كه از آنها سر بزند ، بدين وسيله تبرئه‌شان مىكنند . قوشجى در شرح تجريد خواجه نصيرالدين‌طوسى ، در بيان تحريم متعهء حج و متعهء نساء مىگويند : عمر مجتهد بود و مخالفت مجتهد ديگرى اشكال ندارد ! ولى انصافاً جاى تعجب است كه كسى مخالفت با حكمى را كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از جانب خدا آورده است ، مخالف با مجتهد ديگر ! بداند . ابن ابىالحديد بحث‌هاى قاضىالقضّاة را با شريف سيدمرتضى نقل كرده است ، كه در آن‌جا قاضىالقضّاة در جواب او به اجتهاد عمر استناد مىكند . « 2 » و ملاعلى قارى ، در شرح شفاء قاضى عياض ، ج 2 ، ص 88 و 97 و 554 و اسدالغابة و اصابة و استيعاب در اول كتاب و مسند احمد ، ج 3 ص 11 و 54 و 63 و ابن ابىالحديد ، ج 4 ، ص 454 و 462 اخبارى در خصوص صحابه نقل كرده‌اند و مفاد آنها اين است كه
هامش
( 1 ) . شرح نهج‌البلاغه ، ج 2 ، ص 390 ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 147 تا 180