تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
ابوعبيده بن جراح و خالدبن وليد ، در شام فرمانده كل لشكر ، و ضراربن ازور و يزيدبن ابىسفيان و امثال اينها فرمانده جزء بودند و در مصر عمرو بن عاص و در قادسيّه سعدبن ابىوقاص و امثال اينها فرمانده كل لشكر اسلام بودند . خلاصه ، رياست در دست صحابه بود و كمتر اتفاق مىافتاد كه غير صحابى را در رياست راه بدهند .

27 . غنايم سرشار

پس از اين‌كه ابوبكر به خلافت نايل شد و براى سركوبى مرتدين و گردن‌كشان يمن ، بحرين ، يمامه ، لشكركشى نمود و همه را از ميان برداشت به فكر افتاد كه به جانب شام كه مستعمرهء روم بود ، لشكر بفرستد و به سوى ايران نيز قشونى را اعزام دارد . نامه به اطراف نوشت و مردم را به جهاد ترغيب كرد ، مسلمان‌ها هم فرمانش را پذيرفتند و عساكر اسلامى در اندك مدتى ، در شامات و عراق مشغول جنگ و تاخت و تاز شدند ، لشكرهاى تازه‌نفس ، قلعه‌ها و شهرها را يكى پس از ديگرى فتح مىكردند . مسلمان‌ها سرگرم فتوحات و ضمناً با فتح كردن و به دست آوردن غنايم بيشمار ، خرم و شاد بودند و فكر نمىكردند كه عاقبت اين دل‌خوشى چه خواهد شد . لباس‌هاى ديبا دربر ، و كنيزان رومى را در بغل داشتند و حكومت نرم و رؤساى موافق باعث رضايت خاطر بود . ابن ابىالحديد مىنويسد : هنگامى كه عمر به شام مسافرت نمود ، مسلمانان به استقبالش شتافتند ، اسب‌هاى خوب را سوار و لباس‌هاى حرير را پوشيده بودند . عمر وضع آنها را مشاهده كرد ، از الاغ پياده شده و آنها را سنگ‌باران نموده و گفت : چه زود از زى خود برگشتيد و مرا با اين وضع استقبال مىكنيد ، دو سالى است