تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

21 . انتصاب عمر به خلافت

تاريخ‌نويسان وصيت ابوبكر را چنين نقل كرده « 1 » و نوشته‌اند كه عده‌اى از صحابه با خلافت عمر مخالف بودند ، و لكن ابوبكر به حرف آنها اعتنايى نكرد و مخفيانه عثمان را كه منشى او بود احضار كرد و دستور داد كه عهدنامهء ذيل را بنويسد : بسم‌اللَّه الرحمن الرحيم . اين عهدى است كه ابوبكر پسر ابىقحافه با مسلمين مىبندد . سپس ابوبكر غش نمود . عثمان دنبالهء وصيت را چنين نوشت : اما بعد ، من عمر را براى شما خليفه و جانشين خود قرار دادم . ابوبكر به حال آمد ، عثمان نوشته را قرائت كرد ، ابوبكر از خوشحالى تكبير گفت !

22 . تغيير و تبديل در احكام

در صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 37 ، 38 و سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 273 ؛ طبقات كبرى ، ابن سعد ، ج 2 ، ص 175 و طبرى ، ج 2 ، ص 401 و سيرهء حلبيه ، ج 3 ص 298 و مسند احمد ، ج 3 ص 305 ، 366 و 320 روايت نموده‌اند كه در حجةالوداع ، حضرت رسول‌اكرم ، حج تمتّع را بيان فرمود ، و مسلمان‌ها عمل كردند و در زمان ابوبكر نيز كار بدين منوال بود ، تا اين‌كه عمر نهى اكيد نمود . مسلم در صحيح ، ج 4 ص 38 و 46 و مسند احمد ، ج 3 ، ص 356 و 363 و ديگران نيز چنين نقل كرده‌اند . و در صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 130 ، و مسند احمد ، ج 3 ، ص 304 و 325 و 356 و 363 و 380 ؛ و ابن ابىالحديد ج 3 ص 168 و ديگران نوشته‌اند كه متعهء نساء را عمر نهى كرد .
هامش
( 1 ) . يعقوبى ، ج 2 ، ص 115 ؛ كامل ، ج 2 ، ص 163 و طبرى ، ج 2 ، ص 618 ؛ الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 19 ، و تاريخ‌الخلفاء ، ص 55