نفر اولى و دومى چون ماسك علم و فضل به خود نزده و فىالواقع هم مايه و معلوماتى نداشتند ، و حزب و پيروانى ! درست نكرده و دور خود جمع نكرده بودند ، پس از آنكه تحريكهاى استعمارگران تمام شد ، سرجاى خود نشستند ، ولى نفر سومى كه خود را فردى مطّلع جلوه داده بود ، و جزو نويسندگان ! به شمار مىرفت و از طرفى دعوى « برانگيختگى » ! هم داشت ، دار و دستهاى به نام « پاك دينى » ! درست كرده بود كه طبعاً خطرش بيشتر بود ، و حملات و تهمتهاى او هم زنندهتر ، مغرضانهتر و بىادبانهتر بود .
سعيد نفيسى ، نويسندهء معروف ، دربارهء او و طرز فكرش مىنويسد :
« . . . گاهى سخت در اشتباه بود و چون مردى افراطى و مستبد به رأى بود ، در اين اشتباه پافشارى مىكرد و مطلقاً براى پى بردن به دليل مخالف آماده نبود . . . .
. . . از طرف ديگر آنچه دربارهء سعدى و حافظ و تصوف و دين شيعه گفت ، نه تنها به نفع ايران نبود ، بلكه صريحاً مىگويم مغرضانه بود . . . » « 1 » .
با روشن شدن اينكه كسروى در نوشتههاى خود غرضهاى خاص سياسى داشت ، شايد بتوان ارزش علمى و تاريخى نوشتههاى او را هم درك كرد ! . . .
ولى ، متأسفانه بعضىها بدون تحقيق به نوشتههاى تاريخى او ارزشى قائل شده و مىگويند : كسروى با اينكه فردى كجفكر و در واقع « كجروى » بوده كه براى ارضاى جاهطلبى خود به اسلام و شيعه تهمت زد ، تا خود دعوى برانگيختگى كند ، ولى كتب تاريخى او از جمله تاريخ مشروطيت خيلى پرارزش و با اهميت است !
ما براى اثبات اينكه حتى نوشتههاى تاريخى « كسروى » ارزش و پايهء اساسى ندارد ، از سخنرانى « سيدحسن تقىزاده » نويسندهء معروف و متتبّع در باشگاه مهرگان تهران ، استشهادى مىكنيم تا اصالت و ارزش نوشتههاى تاريخى او روشن گردد :
هامش
( 1 ) . كجروىهاى كسروى ، فرهنگ ريمن ، چاپ مشهد ، ج 1 ، ص 45 و 48 ، مقدمهء نفيسى