« . . . از نوشتههاى فارسى ، كتاب تاريخ مشروطيت 1 روى ، 4 كسروى ، از حيث ثبت تاريخ روز و ماه و سال وقايع سودمند است ، ( اگرچه با سادهلوحى تاريخها را به قهقرا بر طبق سال و ماه شمسى معمولى برگردانيده است ) ، ولى بسيارى از مندرجات آن خلاف حقيقت است و پر از اشتباه ، و بيان تفصيلى اين مطلب موجب اطناب مىشود ، لكن از مطالبى كه خود اين جانب شاهد عينى آنها بوده ، و آنجا به كلى بر خلاف حقيقت ثبت شده ، ممكن نيست متأثر و متأسف نباشم .
حتى در باب خود من ، چيزهايى كه اساسى ندارد ، و يكجا ( بخش سوم كتاب او ص 64 ) متن تلگرافى را از قول من به انجمن تبريز ، كه به زعم او يكى - دو روز قبل از تخريب مجلس اول مخابره شده ، درج كرده كه جاى حيرت است ؛ و معلوم نيست چه كسى آن را اختراع نموده است ، كسروى آن را تلگراف رمز خوانده در صورتى كه من در تبريز با كسى رمز نداشتم .
. . . آنچه از جملههاى اخباريهء او مطابق واقع حقيقت نيست موجب تأسف است ، منظور آن است كه بعضى از مطالب مطلقاً بىاساس است ، و نمىخواهم وقت آقايان را مشغول بيان صحيح نبودن بعضى مطالب بكنم . . . » « 1 » .
بيش از اين ، فعلًا احتياجى به معرفى كسروى ، دشمن ماركدار اسلام و شيعه نيست ، و شايد همين اندازه معرفى او براى افراد مطّلع و محقق و دورانديش كافى باشد . . . .
8 . پيدايش شيعه پس از جريان سقيفه
همهء مسلمانها تا دم مرگ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، دور شمع وجودش مىگشتند . . . تا اينكه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رحلت فرمود . درست در هنگامى كه على عليه السلام و بنىهاشم و عدهء كمى از مسلمانان مشغول تجهيز و تكفين و تهيهء مقدمات دفن بودند ، و اهل بيت
هامش
( 1 ) . خطابهء تقىزاده دربارهء تاريخ اوائل انقلاب و مشروطيّت ايران ، خطابهء دوم ، چاپ تهران ، 1338 ش ، ص 47 و 48