خاتمهء بحثهاى مربوط به تهمتها
اينها نمونههايى از تهمتهايى است كه نويسندگان مغرض به شيعه و تشيع بستهاند . و چنانكه قبلًا نيز نوشته شد ، نظاير اينها بسيار زياد است ، و ما اگر بخواهيم فقط اسامى كتابهاى مربوطه را مفصلًا نقل كنيم ، بحث به درازا مىكشد .
استاد علامه شيخ عبدالحسين امينى در كتاب خود متجاوز از صد نوع تهمت و افترا را از نويسندگان مغرض نقل و جواب دادهاند ، طالبين رجوع كنند « 1 » .
كسروى دشمن ماركدار شيعه !
در اينجا كه از تهمت به شيعه بحث شد ، بىمناسبت نيست كه سخنى هم از كسروى به ميان آيد .
قبلًا اشاره شد كه دشمنان شيعه در قرون و اعصار گذشته ، تحت عناوين مختلفهاى پيدا شده و به شيعه و تشيع تهمتها زده و افتراهايى بستهاند .
علاوه بر نويسندگانى كه ما به آنها اشاره كرديم ، و علاوه بر افرادى كه در ج 3 الغدير به آنها جواب داده شده است ، و صرفنظر از اشخاصى كه اخيراً در كشورهاى عربى به شيعه و تشيع حملههاى ناجوانمردانهاى كردهاند ، « 2 » افرادى هم در ايران پيدا شدهاند ، كه مغرضانه به شيعه حمله نمودهاند كه از جملهء آنهاست : حكمىزاده در اسرار هزار ساله ، و شيخ محمد مردوخ در نداى اتحاد و رسالههاى ديگر ، و احمد كسروى تبريزى در شيعيگرى ، بهائيگرى ، در پيرامون اسلام و نوشتههاى ديگر . . . .
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 3 ، چاپ تهران ، ص 77 - 338
( 2 ) . احقاق الحق و ازهاقالباطل ، قاضى نوراللَّه تسترى ، با مقدمه و پاورقىهاى آيةاللَّه سيدشهابالدين المرعشىالنجفى ، مقدمهء ج 1 ، ص 14 - 16