پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله سرگرم سوگوارى ، عدهاى از انصار و جمعى از مهاجرين كه سرسلسلهء آنها ابوبكر و عمر و ابوعبيده بودند ، در « سقيفه بنىساعده » جمع شده و درباره تعيين جانشين پيغمبر به مذاكره پرداختند .
مذاكرات مفصلى در آن جلسه ميان انصار و مهاجرين به عمل آمد و سرانجام « خلافت » نصيب ابوبكر شد ، و از طرف افرادى كه در جلسه شركت داشتند ، به « خلافت » انتخاب گشت .
بقيهء مسلمين ، و از جمله اهلبيت ، و در رأس آنها علىبن ابىطالب عليه السلام يار وفادار پيغمبر صلى الله عليه و آله ، وقتى از نتيجهء تصويب افراد جلسه در سقيفه ، مطلع شدند كه كار از كار گذشته بود ، و در واقع ، در مقابل عمل انجام شدهاى قرار گرفته بودند . . . « 1 » .
تعجب اينجاست كه چگونه و چرا عدهاى از مسلمانها ، در وقتى كه هنوز جنازهء پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را از زمين برنداشته بودند ، خود را به سقيفه رسانيده و دربارهء مسئلهء مهم خلافت ، بدون اطلاع ديگران مذاكره و رأى نهايى براى انتخاب « ابوبكر » به خلافت اخذ كردند ! . . .
افرادى كه رضايتى از اين « انتخابات ! » نداشتند ، به عنوان اعتراض ، از اكثريت جدا و متمايز گشتند ، و از همان وقت بناى « تشيع » و تبعيت و پيروى از علىبن ابىطالب عليه السلام پىريزى شد ، و افراد « شيعه » معين و مشخص شدند .
عدهاى از مورخان ، اسامى اين افراد را ذكر نكرده ، و به طور اجمال به جملهء « بنىهاشم و جمعى از انصار و ديگران در خانهء على عليه السلام گرد آمده و به بيعت حاضر نشدند » قناعت كردهاند « 2 » .
هامش
( 1 ) . سيرهء حلبى ، ج 3 ، ص 377 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 446 ، كامل ، ابناثير ، ج 2 ، ص 133 و 234 ، و شرح نهجالبلاغة ، ابنابىالحديد ، ج 1 ، ص 121 ، ج 2 ، ص 2 - 20 ، يعقوبى ، ج 2 ، ص 103 و الامامة و السياسة و . . . ؛ جريان قضيه به تفصيل نقل شده است . .
( 2 ) . كامل ، ج 2 ، ص 133 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 446 ؛ سيرهء حلبيه ، ج 3 ، ص 394 ؛ و شرح نهج البلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 19 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 335 و 338