ذوالقدر ، قاجار و افشار ، به اين نام مفتخر بودند ، هم قسم شدند كه مذهب شيعه را جداً حمايت كنند و سردارشان را مرشد و پير و نيز پادشاه هر دو بشناسد ؛ كه آنها در مشرق از مشاغلى است كه با هم جمع مىشوند » « 1 » .
و اما راجع به خود سلاطين صفويه
محمد ثابت مصرى مىنويسد : « آنچه سبب گستاخى ايرانيان شد كه مكه را به مشهد تبديل كردند ! اين بود كه بزرگترين پادشاه صفوى به سبب كينهاى كه از عرب داشت ، ايرانيان را از زيارت خانهء كعبه منصرف نمود » « 2 » .
سيد محمدرشيد رضا مىنويسد : « صفويه كارى كه داشتند ، عبارت بود از فتح سرزمينها و بناى تكايا ، براى اينكه دراويش در آنها على و اولاد على را تعريف كنند » « 3 » .
و احمد زينى دحلان مفتى مكه ( سنهء 1354 ه . ) در كتاب خود مىنويسد :
« . . . كار شاه اسماعيل بالا گرفت ؛ و ادعاى خدايى كرد ! و او ستمگر خونخوارى بود ، و آن قدر از مردم كشت كه به حساب نمىآيد ! لشكر او وقتى او را مىديدند به او سجده مىكردند ! و شهرها را فتح كرد ، و خونهاى بندگان خدا را ريخت ، و مذهب رقص و الحاد را ظاهر ساخت ! و علما را كشت ، و قرآنهاى اهلسنت را چون متعلّق به آنها بود سوزاند ! و هر اميرى را كه مىكشت زن او را براى كس ديگرى مباح و هديه مىكرد ! . . . » « 4 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران ، ژنرال سرپرسى سايكس ، ج 2 ، چاپ اول ، ص 227 و 228
( 2 ) . الجولة في ربوع الشرق الأدنى ، ص 162 ، ايران نو ، الول ساتن ، ترجمهء فارسى ، ص 37
( 3 ) . رسالهء الشيعه و المنار ، به نقل از السنة و الشيعة ، سيدمحمد رشيد رضا ، ص 11
( 4 ) . كتاب الفتوحات الاسلامية ، دحلان ، ج 2 ، ط مصر ، ص 150 به بعد .
راجع به اين بحث و تاريخ مفصل صفويّه ، ر . ك به كتابهاى : شبهاى پيشاور ، ط 3 ، ص 163 به بعد ، 3 جلد ، تاريخ ايران ، عبداللَّه رازى ، ط تهران ، 1317 ش ، ص 541 به بعد ، اسلام دومينيك سوردل ، ص 32 ؛ تحولات فكرى در ايران ، ص 89 و 166 ، تاريخ صفويان ، تأليف دو نفر از درباريان شاه عباس دوم ، ط اراك ، به تصحيح ابراهيم دهكان ؛ تاريخ مفصل اسلام ، عمادزاده ، ج 2 ، ص 424 به بعد ، و كتابهاى مربوط به تاريخ ايران . .