صحابى بزرگ ، خواستار اجراى اصول عدالت اجتماعى ، به معناى صحيح كلمه بود ، و با اسراف كارىها و گشادبازىهاى بنىاميه ، و سرمايهداران دورهء اموى مبارزه مىكرد ، ولى عدهاى مىگويند كه ابوذر را در اين مبارزه ، ابن سبأ تحريك كرده بود !
« شعيب » از « سيف » و از « اعطيه » و او از « يزيد فقعى » نقل مىكند كه وقتى ابنسوداء وارد شام شد ، ابوذر را ملاقات كرده و گفت : ابوذر ! آيا از معاويه تعجب نمىكنى كه مىگويد : مال ، مال خداست و همه چيز مال خداست ! و مىخواهد بدين وسيله مال و ثروت را در نزد خود نگهدارد ، و به مسلمين ندهد ، و اسم مسلمين را محو و نابود كند ؟ « 1 »
« احمد امين » نيز در « فجر الاسلام » متن روايت را از طبرى نقل مىكند ( و چنانچه خواهد آمد جز طبرى كسى اين داستان را نقل نكرده و مأخذ تمام مورخان فقط تاريخ طبرى است ) و سپس مىنويسد : . . . ابن السوداء ، ابوذر غفارى را ملاقات و او را به اين عقيده دعوت نمود ، و نيز ابنالسوداء ، ابوالدرداء و عبادةبن الصامت را ديده آنها را به همين عقيده تبليغ كرد ، آنها نپذيرفتند « عبادة » او را نزد معاويه ! برده گفت : به خدا سوگند اين شخص - ابنالسوداء - ابوذر را شورانيده است . . . .
احمد امين آنگاه مىافزايد :
بايد دانست كه ابن السوداء لقب عبداللَّه بن سبأ است و او يهودى و از اهالى « صنعا ! » بود كه در زمان ( عثمان ) مسلمان شده بود . او مىخواست اسلام را از بين ببرد .
محتمل است كه او عقيدهء ( مزدك ) را از ( عراق ) يا ( يمن ) اخذ ، و ( ابوذر ) را كه ساده و داراى قلبى پاك بود ، تبليغ نموده است .
ابوذر يكى از پرهيزكارترين و پاكترين مردم بود كه زهد او مايهء تصوف و مورد
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، چاپ مصر ، 1357 ه ، حوادث سال 30 ه ، ص 335 ؛ دائرةالمعارف ، محمد فريد وجدى ، ج 6 ، ص 160