آورده بود و براى ايجاد تفرقه بين مردم ، در حق على غلوّ نمود « 1 » .
مىگويند : رافضه را رافضى گفتند ، چون ابوبكر و عمر را رفض كردند : « رافضه كه سبائيه باشند ، اسلام را دشمن دارند ، چنانكه يهودىها نصرانيت را دشمن مىدارند و آنها به خاطر خدا وارد اسلام نشدند ، بلكه براى نابودى اهل اسلام و تجاوز به آنها ، اسلام آوردند . على آنها را با آتش سوزانيد و عبداللَّه بن سبأ را به « ساباط » و عبداللَّهبن سباب را به « حارز » تبعيد كرد ! » « 2 » .
« سيد رشيد رضا » در معناى رافضى ، از خود معناى ديگرى اضافه مىكند ، و سپس عبداللَّه بن سبأ را همكار زرتشتىها ! براى تخريب اسلام مىداند : « غلات شيعه امام زيد را چون برائت از عمر و ابوبكر را قبول نكرد رد و رفض كردند ، چرا كه فقط برائت از ابوبكر و عمر را خواستند و نگفتند كه از عثمان و معاويه و يزيد تبرى جويد ؟ شيعيان سابق و پيشين اين حرفها را نمىگفتند : اگر كسى فكر كند مىداند كه چطور آنها تحت تأثير دسيسهها و توطئهها پيروان جمعيتهاى سرى كه براى انتقام مجوسيت ! از اسلام كار مىكردند ، قرار گرفتهاند .
دسايس جمعيتهاى مجوسى ، براى ايجاد اختلاف در ميان مسلمانان و از بين بردن اتحاد و مجد و عظمت آنان ، در شيعه ظهور كرد ! و در دنيا جمعيتى كه از نقطه نظر انضباط و نفوذ و نظم ، به دقيقى جمعيتهاى باطنيهاى كه « عبداللَّه بن سبأ يهودى » و « مجوسى فارسى » براى افساد دين اسلام و از بين بردن رياست عربى ! تأسيس كردند پيدا نمىشود . و دسايس آنها در شيعهء اهل بيت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نمايان شد » « 3 » .
ضمن توضيحات مربوط به مبارزات « ابوذر » عليه رژيم بنىاميه خواهد آمد كه اين
هامش
( 1 ) . الصواعق المحرقة ، ص 6 ؛ محاضرات في تاريخ الأمم الاسلامية ، ج 2 ، ص 97
( 2 ) . ابن عبد ربه ، العقد الفريد ، ج 1 ، ط 2 ، مصر ، ص 350 و 353
( 3 ) . سيد محمد رشيد رضا ، تفسير المنار ، ج 8 ، ص 225 ، ط دوم . راجع به معناى صحيح رفض و رافضى رجوع شود به رسالهء رافضيان چه كسانى هستند ، ترجمهء عليرضا خسروانى ، تهران