رسوخ كرده قال علاج و اصلاح نيستند
« إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً » .
قسم دوم : اختلافات نظرى در فقه و احكام كه ناشى از اختلاف افهام يا اجمال دليل است ، اينان ابا از اجتماع ندارند ، لكن هرگز اختلاف با اجتماع مرتفع نشود .
پاسخ
اينكه معترض محترم ما نوشته شما منشأ همهء اختلافات را همان فكر انفرادى قرار دادهايد ، افتراى صريحى است كه به ما بسته است . آنچه ما صريحاً گفتهايم اين است كه : يكى از مهمترين اسباب اتفاق ، فكر اجتماعى بوده كه مسلمين به رعايت آن موظف بودند ، نه اينكه منشأ همهء اختلافات همان فكر انفرادى است ( خوانندگان محترم رجوع كنند به اصل نشريهء شيعه ) . و اما آنچه گفته كه حكم شما به لزوم تفكر اجتماعى با رويهء خودتان در نشريهء « شيعه » منقوض است ، شاهد روشنى است بر اينكه معناى تفكر اجتماعى را درست تعقل نكرده است .
نويسندهء نامه گويا خيال كرده معناى تفكر اجتماعى اين است كه عالم اسلام يك پارلمانى مؤلف از چند صد ميليون نفر مسلمان با صدها هزار نفر دانشمند چيز فهم مسلمان تشكيل دهد تا هر نظريه كه به ذهن يك نفر مسلمان خطور كند ، در آنجا مطرح نموده و رأى گرفته بر طبق آن اعتقاد نمايند !
البته كتاب خدا و سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله بالاتر از اين است كه به چنين امر خندهدارى دعوت نمايند ، و اصولًا چنين نظرى را در حال متعارف و عادى به كسى نمىشود نسبت داد .
معترض محترم ما : اگر در بحثهاى جامعهشناسى و روانشناسى تربيتى تا حدى وارد بود درك مىكرد كه ، در عين حال كه توافق كامل دو فرد انسانى محال است ، وسايل زيادى از براى تقريب افكار يك جامعه در دسترس انسان قرار دارد .
و لااقل از جامعهء پست پاى فراتر گذاشته ، در طرز تفكر جامعههاى راقى امروزى