3 . اتحاد سياسى - وحدت اسلامى
معترض محترم ما ، اتحاد مزبور را بر اتحاد سياسى كه اخيراً به زبان جمعى از روشنفكران افتاده حمل كرده است ، و سپس شقوق اتحادهاى سياسى را ذكر نموده ، و مفاسدى براى هر يك از آنها شمرده و ده يا يازده صفحه از نامهء خود را به بحث در اطراف همين موضوع خيالى وقف كرده و غوغايى برپا نموده است !
پاسخ
حقيقت مطلب اينكه : خواب بيخودى در حق اين بنده ديده ، و وقت عزيز خود را به هدر داده است . اتحادى كه ما گفتهايم جز آنچه در سيرهء اولياى دين در صدر اسلام مشاهده مىشود و در همان چند سطر خاتمه نيز توضيح داده شده نيست .
4 . تفكر فردى و اجتماعى
معترض محترم راجع به فكر انفرادى و اجتماعى مىنويسد :
اينكه نوشتهايد : « منشأ همهء اختلافات در اسلام همانا انفراد در فكر مىباشد » با همان نشريهء « شيعه » منقوض است ، زيرا در يك سلسله از مطالب ، نظر انفرادى دادهايد ، بىاينكه به نظر ديگران مراجعه نموده باشيد . بعد مىنويسيد كه : اختلافات اسلامى بر دو نوع است ، كه هر يك حساب جداگانه دارد ، و شما خلط كرده و يكى را به ديگرى قياس كردهايد :
قسم اول : اختلافات مذهبى و مسلكى كه ناشى از هواهاى نفسانى و اغراض و مطامع دنيوى است ، و از اين جهت علاجپذير و قابل اصلاح نيست . آرى در اهل مذاهب و مسالك كسانى پيدا مىشوند كه از روى ارادت و خلوص نيت از مذهب خود طرفدارى مىكنند ، ولى اين اشخاص از اين جهت كه كورى و نادانى در قلوبشان